یا مهدی (عج) ادرکنی بیا مهدی شب هجران سحر کن

شهید مردعلی صدقی گورچین قلعه

جمعه 25 اسفند 1391 04:55 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ، جدید ،

شهید مردعلی صدقی
نام پدر :‌محمدعلی
تاریخ تولد :‌1348/3/1
محل تولد : روستای گورچین قلعه از توابع ارومیه
تاریخ شهادت : 1374/11/16
محل شهادت : بیمارستان شهید فیاض بخش تهران
مدت طول  حیات :‌26 سال
مزار : بهشت زهرا (س) تهران

شهید مردعلی صدقی در آغازین روز خرداد ماه سال 1348 در ارومیه به دنیا آمد. روزهای کودکی و نوجوانی را در سایه امن خانواده سپری کرد و در 7 سالگی به دبستان رفت. صدقی تحصیلاتش را تا اخذ مدرک کاردانی ادامه داد، در دوران نوجوانی زمانی‌که جنگ تحمیلی آغاز شد دلش طاقت نیاورد و قدم به عرصه‌های ایثار و مجاهدت نهاد. مردعلی که عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، در جبهه‌های حق علیه باطل مردانه رزمید . او در منطقه مهاباد استان آذربایجان غربی بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی 60% جانباز شد و مدت‌ها درد و رنج آن را با عشق به معبود هستی و با پرستاری دلسوزانه همسرش تحمل کرد. وی سرانجام در تاریخ 1374/11/16 در سن 26 سالگی در بیمارستان شهید فیاض‌بخش دار فانی را وداع گفت و به یاران شهیدش پیوست . از او تنها فرزندش جواد صدقی به یادگار مانده است .. مزار پاکش در بهشت زهرا (س) قرار دارد.

شادی روح پاکش صلوات .





دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: ستارگان جاوید ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1391 03:14 ب.ظ

سرباز شهید اصغر نجات

دوشنبه 7 مهر 1393 10:31 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای ناجا ،



به گزارش خبرنگار ایرنا، پیکر این سرباز شهید که در دفاع از آب و خاک کشور در درگیری با معاندان میهن اسلامی در واپسین روزهای شهریور سال 1393 در مرز ایران و ترکیه به شهادت رسید، در محل گلزار شهدای وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
اقشار مختلف مردم تبریز با شرکت در آیین تشییع پیکر این شهید والامقام با آرمان های امام راحل، شهدا و ولی امر مسلمان تجدید بیعت کرده و آمادگی خود را برای حفاظت از انقلاب و میهن اسلامی اعلام کردند.






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مهر 1393 10:39 ب.ظ

شهید سجاد تختی

دوشنبه 7 مهر 1393 10:25 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای ناجا ،

1411496864733_Ali Anvar-7.jpg

به گزارش فارس از اردبیل، در مراسمی که صبح امروز اول مهر 1393 در اردبیل برگزار شد بعد از برگزاری نماز  بر پیکر این شهید والامقام توسط نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل آیت‌الله سید حسن عاملی ،‌ پیکر مطهر این شهید والامقام بر دستان مردم ولایی و شهیدپرور اردبیل تا آرامگاه ابدی تشییع شد تا در قبرستان میراشرف اردبیل به خاک سپرده شود.

در این مراسم که علاوه بر مسئولان استانی و شهرستانی، خانواده‌های شهدا و ایثارگر و آحاد مردم حضور داشتند در حالی که تشییع‌کنندگان پیکر این شهید والامقام با زمزمه نام و یاد حضرت سیدالشهدا (ع) بر تداوم راه عزت‌مندانه این مسیر نورانی تاکید داشتند و با زمزمه «لا اله الا الله»، شهیدان زنده‌اند الله اکبر» و دیگر شعارهای انقلابی پیکر مطهر شهید مرزبانی سجاد تختی را به آرامگاه ابدی همراهی کردند.

در تشییع این پیکر شهید که از میدان مصلی تا میدان تاریخی عالی‌قاپو اردبیل با حضور آحاد مردم این دیار برگزار شد پیکر شهید تختی توسط آمبولانس به قبرستان میراشرف انتقال داده شد تا در انجام مراسم خاکسپاری انجام شود.

شهید سجاد تختی ۲۵ ساله فرمانده پاسگاه مرزی مارمیشو ارومیه در منطقه آذربایجان غربی بوده که در روزهای گذشته در مواجهه با اشرار منطقه به فیض شهادت نایل آمد.

1411496879850_Ali Anvar-12.jpg   1411496864374_Ali Anvar-5.jpg




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مهر 1393 10:40 ب.ظ

شهید "غلامرضا فولادی"

سه شنبه 4 شهریور 1393 06:26 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای ناجا ،

تشییع پیکر پاک مرزبان شهید در ارومیه

 مراسم تشییع پیکر مرزبان شهید هنگ مرزی ارومیه روز یکشنبه و با حضور امت شهید پرور و خانواده معظم شهید و جمعی از  خانواده های معزز شهدا و ایثار گران و مسئولین  برگزار و در مزار شهدای ارومیه در جوار رحمت حق آرام گرفت آنچه که در این مراسم بیش از همه مشهود بود حضورهمرزمان و دیگر مرزبانان غیور و حافظان حریم کشور بود که همگام با دیگر امت روزه دار در این مراسم ، با صلابت حضور داشتند
به گزارش سایت اطلاع‌رسانی فرمانداری ارومیه، پیکر استوار دوم شهید "غلامرضا فولادی" در فضایی آکنده از غم و اندوه توسط مردم روزه دار این شهرستان از میدان انقلاب  تشییع وپس از آن برای خاکسپاری به مزار شهدای باغ رضوان این شهر انتقال یافت.
 خاطر نشان می سازد این مرزبان غیور روز چهارشنبه
93/5/25 حین انجام وظیفه،  بر اثر برخورد با مین، در مرز کلاشین در زیوه ارومیه به درجه رفیع شهادت نایل آمد.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 شهریور 1393 06:28 ب.ظ

شهید سعید شبان گورچین قلعه

سه شنبه 4 شهریور 1393 06:15 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،

بسم رب الشهداء و الصدیقین
پیکر پاک و مطهر شهید سعید شبان گورچین قلعه ف قربانعلی که در درگیری با شقی ترین قوم زمان ، همراه با تعدادی از همرزمانش به مقام رفیع شهادت نائل گردیده روز چهارشنبه مورخه 93/6/5 از میدان ایالت ارومیه به سمت گلزار شهدا باغ رضوان تشییع خواهد شد .
 روحش شاد و راهش پر رهرو باد .





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 7 مهر 1393 10:43 ب.ظ

هیات قرانی رهروان امام زین العابدین (ع) گورچین قلعه

چهارشنبه 7 خرداد 1393 02:50 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،

11236728710548059426.jpg
سه شنبه شب گذشته  مورخه 93/3/6 همزمان با
مبعث نبی مکرم اسلام ، یکی دیگر از جلسات
هیات قرآنی رهروان امام زین العابدین علیه السلام
( گورچین قلعه ایهای مقیم ارومیه )
در منزل جناب آقای نورالدین نوردیده
با شکوه خاص و حضور خیل عظیم عاشقان کلام وحی منعقد گردید .

طلیعه مراسم شمیم روح بخش آیات الهی بود که توسط تنی چند از قاریان ممتاز  طنین انداز شده و در ادامه استاد آزموده از اساتید برجسته روستای گورچین قلعه به تفسیر آیات قرائت شده پرداختند . این مراسم با قرائت قران و دعای ختم قران توسط حاج ولی احمدی پدر شهید معظم عبدالرحیم احمدی و سخنرانی استاد برجسته حجت الاسلام محمد کفیلویی و مدیحه سرایی و مولودی خوانی مداحان اهل بیت پیگیری و با قرائت دعای فرج خاتمه یافت که در ذیل به بخشی از سخنرانی استاد کفیلویی  اشاره می نمایم .
ضمناً جلسه آتی هیات در منزل آقایان صابر محمدی و ابراهیم نوردیده منعقد خواهد شد .
الف ) مولفه های اصل ضرورت بعثت انبیاء از ناحیه خداوند شامل لطف ، قسمت ، کمال و عدالت می باشد .
ب) تبیین شناخت اهداف نبوت ، شناخت اخلاق نبوی و شناخت مدیریت قرانی : (خود مدیریت خداوند به عالم ، مدیریت خداوند در ارسال انبیاء ، در انزال کتاب ، دین به بشریت و ... )
ج)محورهای مدیریت انبیا در جهان از منظر قران
د ) تبیین سیره مدیریتی پیامبر در ابعاد مدیریت - دعوت- هدایت - اخلاق اجتماعی و تبلیغی در قران
و ) بحث شناخت تاریخ نبوی ، اخلاق نبوی ، سیره نبوی ، مواضع نبوی ، ویژگی های خانواده صالحین ، دولت صالحین ، حکومت صالحین ، از منظر کلام وحی
ه ) تشریح نگاه پیامبر به جایگاه انسان ، حیات ، حکومت ، خانواده که همه جانبه نگری  بوده و تک بعدی نبود .
ی) اهداف اخلاقی پیامبر : (اخلاق اجتماعی پیامبر اسلام و شاخص ترین و کلیدی ترین عنصر های اخلاق پیامبر اسلام  در ساختار دعوت و هدایت و تربیت ) شامل :
1 ـ خوش اخلاقی در خانواده - جامعه و حاکمیت ( سایر فرق از جمله وهابیت قائل به اخلاق در حکومت نیستند .) در حالی که رسول اکرم اخلاق را لازمه حکومت می داند .
2 ـ خیر خواهی به بشریت شیوه حرکتی پیامبر بود و می فرمود به برادران مسلمان خود چه ظالم و چه مظلوم کمک برسانید ( به ظالم کمک کنید تا متوجه شود ظلم بد است و باید از این کار دست بردارد .)
3 ـ مردم داری     4 ـ مردم یاری   5 ـ رعایت حقوق مردم  6 ـ رعایت آبروی مردم 7 ـ وفای به عهد 8 ـ امانت داری  9ـ راستگویی 10 ـ بخشش و گذشت   11 ـ سپاسگذاری در مقابل نعمت و خدمت   12 ـ مهمان نوازی در اسلام 13 ـ دوست یابی و دوست خواهی 14 ـ خوشنود کردن مردم 15 ـ گذشت و فداکاری و فروخوردن خشم 16 ـ پرهیز از رهبانیت که خطر بسیار بزرگی است . 17 ـ اجتناب از تکلف و ضرورت بی تکلف بودن در زندگی   18 ـ مسئولیت پذیری در مقابل خدا ، همسر و فرزند ، جامعه و همسایه  19 ـ کار وتلاش 20 ـ آداب مجالس
 پایان       علی صدیقی 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 خرداد 1393 08:49 ب.ظ

شهید سجاد محمدی گورچین قلعه

دوشنبه 11 آذر 1392 10:43 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،

بار دیگر عطر شهادت در روستای
 گورچین قلعه پیچید .

                                               



ساعت 10 صبح فردا مورخه 192/9/12 پیکر پاک و مطهر شهید سجاد محمدی گورچین قلعه از مرزداران بسیجی سپاه پاسداران که حین انجام ماموریت در اثر حادثه سقوط بهمن در منطقه سرو به شهادت رسیده بود از میدان ایالت ارومیه تشییع و جهت خاکسپاری به گلزار شهدای روستای گورچین قلعه منتقل خواهد شد . روستای گورچین قلعه از توابع شهرستان ارومیه در طول دفاع مقدس 40 شهید تقدیم اسلام نموده است .

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد ....



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آذر 1392 07:29 ب.ظ

مهدی صدقی و مهدی صدیقی

سه شنبه 25 تیر 1392 11:35 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: گورچین قلعه و کاظم داشی ،
مهدی2965.jpg

مهدی صدیقی.jpg

مهدی صدقی و مهدی صدیقی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 تیر 1392 09:52 ب.ظ

دعای ماه مبارک رمضان

سه شنبه 18 تیر 1392 10:00 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی

حلول ماه مبارک رمضان بر میهمانان سفره الهی خجسته باد ....

بسم الله الر حمن الر حیم   

 یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم

انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر الرمضان الذی انزلت فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان وجعللت فیه لیله القدر وجهلتها خیرا من الف الشهر فیاذ المن ولا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب اللهم فک کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر


 

متن دعای یا علی یا عظیم ماه مبارک رمضان به همراه معنی آن:ماه مبارک رمضان

یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ

ای والا ای بزرگ ای آمرزنده ای مهربان تویی پروردگار بزرگی که نیست مانند او چیزی

وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ

و او شنوا و بینا است و این ماهی است که آنرا بزرگ و گرامی داشته و او را شرافت و برتری داده ای

عَلَی الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ وَ هُوَ شَهْرُ

بر ماههای دیگر و این ماهی است که روزه آن را بر من واجب کرده و این ماه

رَمَضانَ الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی

رمضان است همان ماهی که قرآن را در آن فرو فرستادی آن قرآنی که راهنمای مردم و نشانه های روشنی از هدایت

وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَیا

و جدا ساختن (میان حق و باطل ) است و قراردادی در این ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه کردی پس ای

ذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ

منت داری که کسی بر تو منت ندارد منت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش در میان آنانکه

عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

بر آنها منت نهی و داخل بهشتم گردان برحمتت ای مهربانترین مهربانان.

روگرفت از سایت کریاس




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 تیر 1392 10:04 ب.ظ

دلایل سقوط محمد مرسی

یکشنبه 16 تیر 1392 11:35 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

برکناری مرسی از قدرت که در چارچوبی غیردموکراتیک و فراقانونی صورت گرفت، مصر را وارد دوره جدیدی خواهد نمود. در این راستا بی شک اخوان که مجموعه ای منسجم و بزرگ و در عین حال وزنه ای سنگین و عنصری مهم و تاثیرگذار در تحولات مصر هستندساکت نخوهند نشست.

 

مقدمه

اتفاقات اخیر رخ داده در مصر یعنی برکناری محمد مرسی از قدرت بخصوص با دخالتی که نظامیان صورت دادند و همچنین تعلیق قانون اساسی و بازداشت اعضای بلندپایه اخوان المسلمین را هر چه بنامیم، آغاز نامیمون یک دوره نامبارک برای مصر است، چرا که این رویدادها سرزمین نیل را همزمان با برکناری محمد مرسی از قدرت یکبار دیگر شاهد وقوع نا آرامی و بی ثباتی ها دنباله داری در عرصه های سیاسی و اجتماعی کرده و آینده ای غامض، نامشخص و ابهام آلود را در پیش روی این کشور قرار داده است؛ نا آرامی هایی که از هفته ها پیش بدلیل درگیری میان موافقان و مخالفان مرسی شروع شده بود و متعاقب عزل وی از مقام ریاست جمهوری، مجدداً تشدید شده است بگونه ای که هم اینک نمی توان با قطع و یقین چشم انداز روشنی را برای آینده سیاسی مصر که در حال حاضر دچار التهابات سیاسی شده است متصور گردید.

طی روزها اخیر و در پی گسترش منازعات خیابانی میان موافقان و مخالفان رئیس جمهور منتخب مصر که از چندی قبل آغاز شده بود، مجموعه ای از عوامل مشخص دست در دست هم داده و در نهایت با تصمیم ارتش منجر به برکناری دولت محمد مرسی از قدرت و تشکیل دولت موقت به ریاست عدلی منصور رئیس دادگاه قانون اساسی مصر، یکبار دیگر این کشور را وارد فاز جدید از بحران نمود. بنابراین تنها رئیس جمهور مصر در طول تاریخ این کشور که برای نخستین بار توانسته بود در یک انتخابات قانونی و با رأی اکثریت مردم به ریاست جمهوری برسد، بنا به دلایلی مبهم با برکناری از مقام قانونی خویش، بیش از یک سال نتوانست در پست خود باقی بماند.

در این که مرسی نتوانست اوضاع اقتصادی و امنیتی کشور را بعد از یک سال به حالت عادی برگرداند شکی نیست و نیز در این که رئیس جمهور مصر در یک سال گذشته در برخی حوزه ها چه در ابعاد داخلی و چه در سیاست خارجی خوب عمل نکرد باز تردیدی نیست، اما مهم این است که اینها دلیلی بر آن نمی شود که یک دولت برخاسته از انتخابات مشروع و قانونی ولو با کارکردی ضعیف و غیرقابل قبول، از کار برکنار شود. چرا که خاصیت دموکراسی این است که فرد منتخبی را که مبتنی بر اصول دموکراتیکی و با رأی مردم روی کار آمده است را حتی اگرچه عملکرد غیرقابل قبولی نیز داشته باشد، نمی توان با ساز و کارهای غیردموکراتیک و بویژه با تصمیم ارتش که در وهله نخست یک نهاد نظامی و امنیتی با کار ویژه های محوله مختص به خود است برکنار نمود.

بنابراین حکم ارتش مصر که به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در بین کشورهای عربی شناخته می شود، مبنی بر ملغی اعلام نمودن قانون اساسی و تشکیل دولت موقت کنار زدن محمد مرسی رئیس جمهور منتخب که یکسال قبل از طریق انتخابات ریاست جمهوری که در نوع خود آزادترین انتخابات انجام شده در تاریخ مصر بود، را می توان به مثابه زلزله ای بزرگ در عرصه سیاسی مصر به شمار آورد که یک بار دیگر مصر را در شرایط خاصی قرار داده است؛ شرایطی که هم اکنون در آن دیگر هیچ اثری از دو دستاورد بزرگ انقلاب مصر یعنی «قانون اساسی» و «ریاست جمهوری منتخب» که برای حصول این دو هزینه های گزافی از طریق ماه ها تلاش بی وقفه پرداخت شده بود، ولو اینکه این دو دارای ضعف ها و کاستی هایی نیز بوده باشند، مشاهده نمی شود.

 

علل و چرایی برکناری مرسی از قدرت و دو چارچوب متفاوت تحلیل

عزل محمد مرسی از قدرت که در نتیجه منازعات خیابانی میان موافقان و مخالفان او و در نهایت با تصمیم ارتش و حمایت نهادهای دینی مصر از جمله الازهر، پاپ مسیحیان قبطی و نمایندگان مخالف او انجام شد، طی روزهای اخیر حجم سنگینی از تحلیل ها و در عین حال بازتاب های گسترده در محافل رسانه ای و سیاسی جهان را به خود اختصاص داده است؛ بازتابی که نشان از تحولی جدید و چه بسا التهاب آمیز در مصر پس از انقلاب می دهد؛ چرا که ممکن است در صورت تداوم شرایط فعلی که «هرج و مرج گرایی» و «فقدان حکومت مردمی و مشروع مرکزی» دو وجه بارز آن می باشد، مصر یکبار دیگر با عقب گرد به دوران انقلاب و بازگشت به وادی سرگردانی و سرنوشت نامعلوم مواجه شود.

به باور بسیاری از ناظران بیطرف مسائل بین المللی، بطور کلی درباره علل برکناری مرسی از مقام ریاست جمهوری مصر که به اوجگیری بحران در این کشور نیز انجامیده است، دو چارچوب تحلیلی متفاوت را می توان مورد شناسایی قرار داد: چارچوب نخست شامل تحلیل هایی هستند که عزل مرسی از ریاست جمهوری و اتفاقات دنباله دار پس از آن را به یک عامل نسبت داده و آن را تنها در یک عامل مشخص یعنی عملکرد غیرقابل قبول و ناکارآمدی دولت مرسی در تحقق مطالبات مردمی بخصوص در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی جستجو نمودهو در واقع اشتباهات گذشته مرسی و اخوان المسلمین را تنها زمینه ساز و عامل اصلی عزل وی از قدرت البته با دخالت نظامیان معرفی می کنند. اما چارچوب دوم شامل تحلیل هایی است که علل و عوامل متعددی را نیز در کنار عامل نخست برای افزایش تنش ها و نتیجه برکناری مرسی از قدرت که با تصمیم ارتش صورت گرفت دخیل می دانند، چنانکه  به کاستی ها و اشتباهات شخص مرسی و اخوانی ها، تنها به عنوان یکی از عوامل  این رویداد نگریسته و علاوه بر آن، علل و عوامل عمده  دیگری را در این حدوث این واقعه و حوادث مربوط به آن دخیل می دانند.

تحلیل هایی که برکناری مرسی از قدرت را تنها به یک عامل نسبت می دهند عمدتاً شامل تحلیل هایی است که با مواضع غرب و حتی مواضع رژیم صهیونیستی هماهنگی داشته و بیشتر از جانب آن ها تبلیغ می شوند. به این معنا که این تحلیل های «جهت دار» اخوان المسلمین و حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی اخوان را عامل اصلی پیدایش منازعات خیابانی و شرایط بحرانی در مصر معرفی و در نتیجه برکناری مرسی از قدرت را نیز تنها در این عامل دنبال می کنند. بنابراین این دسته از تحلیل ها در ادامه، از قرار گرفتن مصر در لبه پرتگاه خشونت  سخن گفته و بر این اعتقادند که این همان وضعیتی است که ارتش مصر را نه براساس برنامه قبلی، بلکه از روی ناچاری مجبور به دخالت و به دست گیری قدرت از طریق عزل مرسی از ریاست جمهوری کرده است.

اما چارچوب تحلیلی دوم همچنانکه ذکر شد فارغ از عامل نخست، مجموعه پیچیده ای از متغیرهای دیگری را نیز در حصول شرایط کنونی مصر و عزل مرسی از قدرت مقصر دانسته، چنانکه نقش و کارآمدی عواملی غیر از عامل نخست را در تشدید درگیری های خیابانی و اوج گیری بحران در مصر که منتهی به برکناری مرسی از قدرت شد مهم دانسته و آن ها را به مراتب تأثیرگذارتر از متغیر نخست قلمداد می کنند، بطوریکه حتی در مواردی، اشتباهات و ناکارآمدی های مرسی و اخوان المسلمین را در مقایسه با دیگر علل، بسیار کوچک و کم اثر شمرده می شوند.

در چارچوب این ارزیابی ها که بدون تأثیرپذیری از فضاسازی های رسانه ای و سیاسی غربی- صهیونیستی ارائه می شود، تحلیلگران بر این نکته تأکید می کنند که، درست است که محمد مرسی در اداره امور کشور نا کارآمد بوده و در مدت یک سال گذشته نتوانست به مطالبات مردم پاسخ گفته و وعده های خود رامحقق سازد، ولیکن این نکته مهم را باید در نظر داشت که قاعدتاً، دوره کوتاه یکساله برای حل و فصل مشکلات اقتصادی آنهم در کشوری که تازه انقلاب نموده است دوره ای بسیار کم و ناکافی است، کما اینکه شخص رئیس جمهور مصر در این فاصله، علاوه بر مسؤلیت های سنگین اجرایی، وظایف تداوم انقلاب و مواجهه با بقایای رژیم دیکتاتوری سابق مصر را نیز برعهده داشته است.

فلذا در ارزیابی های دسته دوم به علل قابل تأمل دیگری به عنوان علل اصلی عزل مرسی از قدرت اشاره می شود و آن عملکردی است که مجموعه متعددی از احزاب کوچک لائیک، سکولار، لیبرال، ملی گرا، چپ گرا و حتی احزاب تکفیری در برخورد با دولت قانونی مرسی و با هدف فلج کردن دولت وی و سهم خواهی هایی به مراتب بیشتر از آنچه که با توجه به جایگاه واقعی شان مستحق آن بودنده اند، از قدرت داشتند. بنابراین از این منظرگاه آنچه که بیش از پیش زمینه های حصول شرایط کنونی را مهیا ساخت نه عملکرد ضعیف وی بلکه افزون طلبی های غوغاسالارانه احزاب و جریانات مخالف و معارض وی و همچنین کوشش آن ها در مانع تراشی علیه مرسی و بالابردن توقعات مردم بوده است که در نهایت با دخالت ارتش منجر به برکناری دولت قانونی مرسی از قدرت گردید، آنهم درست چند روز قبل از زمانی که قرار بود محاکمه حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر و همچنین علاء و جمال پسران وی و حبیب العادلی وزیر کشور دولت سابق مصر  و نیز شش تن از معاونان وی به اتهام دست داشتن در قتل انقلابیون مصر در دادگاه کیفری قاهره ادامه ‌یابد! مسئله ای که ارتباط معناداری با اتفاقات اخیر مصر دارد، بگونه ای که آغاز دور جدیدی از محاکمه مبارک در مقطع فعلی مصر را که فاقد قدرت و اقتدار قانونی و مرکزی مبتنی بر رأی مردمی بوده و در عین حال ارتش به عنوان مرکز ثقل قدرت در این کشور شناخته می شود، می توان مسئله ای بیش از پیش تأمل برانگیز و معنادار نمود!

 

ارزیابی نهایی

به عنوان یک ارزیابی نهایی باید تأکید داشت که برکناری مرسی از قدرت که در چارچوبی غیردموکراتیک و فراقانونی صورت گرفت مصر وارد دوره جدیدی از بحران خواهد نمود. در این راستا بی شک اخوان و دیگر اسلام گرایان که مجموعه ای منسجم و بزرگ و در عین حال وزنه ای سنگین و عنصری مهم و تأثیرگذار در تحولات مصر هستند، نیز ساکت نخواهند نشست. از این روی به نظر می رسد تا مدتی مصر دستخوش نا آرامی هایی خواهد شد که فعلاً و تا زمانی که دولتی دموکراتیک و مبتنی بر رأی مردم بر روی کار نیامده است، نمی توان چشم انداز روشن و مشخصی برای آینده سیاسی این کشور متصور شد. بنابراین در اینکه آیا عزل مرسی از قدرت را که با تصمیم و دخالت ارتش صورت گرفت می بایست سرآغاز ورود این کشور به تونل تاریک و یا به منزله خروج این از بن بست به حساب آورد به پاسخ سوال های دیگری بستگی دارد: از جمله اینکه آیا اخوان المسلمین وضع موجود را در نهایت قبول خواهد کرد و یا برای برگرداندن دولت مرسی همچنان مقاومت خواهد نمود؟ یا اینکه نقشه راه ارتش درباره تشکیل دولت موقت تکنوکرات و تدوین قانون اساسی جدید تا چه اندازه عملی خواهد شد و سهم و جایگاه اخوان المسلمین و حزب عدالت و آزادی در این میان چقدر خواهد بود؟ پاسخ این سوال هاست که چشم انداز دور جدید تحولات مصر را مشخص خواهد کرد.

روگرفت از سایت شبکه خبر




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: شبکه خبر ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 تیر 1392 11:44 ب.ظ

یک کلمه حرف حق

جمعه 31 خرداد 1392 11:39 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
آتش سوزان جهنم- توبه-چادر-آبپز-گرما-نسیم سرخ


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یک خاطره خنده دار از علامه جعفری

جمعه 31 خرداد 1392 11:12 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

علامه جعفری می گفت تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم


«یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی، نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم
از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم»

 

13880825011


گفتند وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد
یه دفه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟

 

روشو که برگردوند دیدم زن من نیست بلافاصله بهم گفت:

« خیلی خری » 

حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه! 

زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش می کنم گفتش :

« نه فقط خودت پدر و مادر و جدو آبادتم خرند »

 

علامه میگن این داستانو برای مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید.

روگرفت از سایت خبر نو




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

محل زندگی امام زمان (عج)!!

جمعه 31 خرداد 1392 11:04 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: حضرت مهدی ( عج ) ،

محل زندگی امام زمان (عج)!!

جزیره خضراء

درباره جزیره خضراء چه می دانید؟ آیا میان آن و مثلث برمودا ارتباطی هست؟ امام زمان (عج) چه ارتباطی به جزیره حضراء دارند؟!! با ما همراه باشید تا پاسخ این سؤال‌ها را بیابیم!

جزیره خضراء کجاست؟

مرحوم حاجی نوری می‌فرمودند که جزیره خضراء الان هم هست. این جزیره از بلاد اندلس یا اسپانیای کنونی به شمار می‌رود که جزیره‌ای بسیار سبز و خرم است و خضراء به معنای سبز اشاره به همین مطلب دارد. مهدی فاطمی از جمله والیان اندلس این جزیره را پایتخت حکومت خود قرار داد. او از جمله اسماعیلیان است که معتقد به آن هستند که امامت پس از امام صادق(علیه‌السلام) به اسماعیل پسر بزرگ ایشان انتقال یافته است و از این رو امامت امام هفتم موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) و اولاد ایشان را قبول ندارند. مهدی فاطمی نیز از جمله ایشان است که به شیعیان واقفیه نیز مشهورند.

پس از مهدی فاطمی جزیره خضراء بر سر زبانها افتاد و دهان به دهان نقل شد.

 

مهدی فاطمی و مهدی (عج) فرزند فاطمه الزهرا (علیهاالسلام)

بعضی از جاهلان مهدی فاطمی را تبدیل کردند به حضرت مهدی بقیه الله(عج) و گمان نمودند ایشان در جزیره خضراء سکونت دارند. سپس جزیره خضراء را جزیره‌ای دانستند که چون محل زندگانی امام است!! کسی نمی‌تواند بدانجا برود و از این رو در جغرافیا به دنبال جزیره‌ای گشتند با این خصوصیت که کسی نتواند آنجا برود!!!

او امام ما و در کنار ما و حاضر و ناظر بر اعمال ماست پس چرا می‌خواهیم محل زندگانی‌اش را در جزیره‌ای دور افتاده میان دریاها و آنچنان مرموز و دست نیافتنی قرار دهیم؟!

جزیره خضراء و مثلث برمودا

امام زمان (عج)

مصداق جزیره خضراء را مثلث برمودا دانستند. زیرا محوطه مثلث برمودا در دریا در نزدیکی کوه مغناطیسی که دارای سنگ‌های مغناطیسی است قرار دارد و از این رو مثلث برمودا دارای قطب مغناطیسی در زیر دریاست که با قواعد ریاضی قابل سنجش می‌باشد. به علت وجود این قوه مغناطیسی در آن منطقه کشتی‌ها را به سوی خود می‌کشد و یا هواپیما را از آسمان به زمین می‌کشد و از این رو بسیار قوی است. مسلّماً این پدیده جغرافیایی فیزیکی که امری طبیعی بوده کاملاً بی ارتباط به امام زمان(عج) به معنای محل سکونت ایشان است و هیچ عاقلی چنین مطلبی را نمی‌پذیرد!!

اکنون که معلوم شد جزیره خضراء کجاست و چه تاریخچه ای دارد می‌توان به راحتی از اشتباهی تاریخی پرده برداشت که جهل و نادانی سبب شده است این سرزمین را با مثلث برمودا! یکی دانسته و جالبتر آن که آن جا را محل سکونت امام عصر خویش بدانیم!

 

محل سکونت امام ما

آنچه معلوم است و از روایات شریفه بدست می‌آید کسی نمی‌داند امام زمان(عج) در کدام منطقه سکونت دائمی دارند. بلکه بر اساس شواهد و قرائن بسیار ایشان در نقاط مختلفی دیده شده‌اند به طوری که بر اساس روایات صحیح در آخرالزمان با ظهور حضرت بسیاری از مردم انگشت به دندان می‌گزند که پیش از این نیز او را دیده‌اند!

او امام ما و در کنار ما و حاضر و ناظر بر اعمال ماست پس چرا می‌خواهیم محل زندگانی‌اش را در جزیره‌ای دور افتاده میان دریاها و آنچنان مرموز و دست نیافتنی قرار دهیم؟!

آیا دلیل این مسأله دوری ما از خود و غفلت ما از امام خود نیست که حضور نزدیک و ملموس او را درک نمی‌کنیم؟!!

اویی که زمین و زمان در تسخیر اوست و به فرموده حضرتش(عج) ما از حال شما غافل و بی خبر نیستیم!!

 

رادفر- کارشناس ارشد فلسفه اسلامی

گروه دین و اندیشه تبیان


منابع و مآخذ

1- فضایل و سیره چهارده معصوم در آثار علامه حسن زاده- عباس عزیزی

2- در آسمان معرفت- علامه حسن زاده

3- هزار و یک نکته- علامه حسن زاده

4- عصاره هستی- آیت الله جوادی آملی

5- سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی

6- اسماعیلیه- دکتر مهدی

7- دائره المعارف اسلامی- اسماعیلیه

8- حاشیه علامه شعرانی

روگرفت از سایت تبیان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 31 خرداد 1392 11:16 ب.ظ

مفاخر گورچین قلعه

جمعه 3 خرداد 1392 09:18 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
                                                                

 استادحسین پناهی

استاد حسین پناهی فرزند علی در سال 1344 در خانواده ای مذهبی در روستای گورچین قلعه از توابع بخش انزل شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستا طی و سپس جهت ادامه تحصیل به همراه خانواده عازم شهرارومیه گردید. دوران تحصیل ایشان در مقطع راهنمایی مقارن بود با اوج خروش انقلاب اسلامی با رژیم طاغوت که ایشان همگام با قشر عظیم دانش آموزان علیه رژیم طاغوت شروع به فعالیت انقلابی نمود .در سال 1361 با احساس مسئولیت برای دفاع از میهن اسلامی خود در سن 16 سالگی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده و در دوران دفاع مقدس به درجه رفیع جانبازی نائل آمد. و سپس در حین خدمت به ادامه تحصیلات عالیه خود در مقطع کارشناسی ( رشته اقتصاد بازرگانی ) پرداخت و از آنجایی که علاقه و انگیزه فراوانی برای کسب علم و دانش در خود احساس می کرد جهت تکمیل تحصیلات عالیه خود عازم تهران گشت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت گردید... از دیگر مفاخر روستای گورچین قلعه میتوان از سردار حسن کرمی  ( فرمانده محترم یگان ویژه پاسدارن ناجا )  - حجه الاسلام جعفر صادق طیب نژاد ( سپاه شهدای استان ) استاد علی فلاح (از نفرات برتر مسابقات قرآن کشوری ) - مهندس قنبر توسلی ( استاد دانشگاه آزاد و پیام نور ارومیه ) - استاد شیدایی - علی بقایی ( دادگستری استان ) مهندس خلیل محبت خواه ( رئیس راه و شهرسازی استان ) -  مهندس محمدسعیدی ( مخابرات استان ) - جانبازان  عربعلی شیدایی و سلمان فلاح و علی صدیقی و ... آزادگان نوری و شمس و پورنبی (  از یادگاران دفاع مقدس ) میتوان نام برد که در آینده  به معرفی آنها خواهیم پرداخت  .

.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 3 خرداد 1392 10:03 ب.ظ

مزار امیر کبیر کجاست ؟

یکشنبه 25 فروردین 1392 11:51 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

" مقبره امیر کبیر کجاست ؟"

به راستی شما می دانید مقبره امیر کبیر کجاست ؟

مطمئن هستم که بسیاری از شما مانند من  از محل دقیق دفن امیرکبیر بی خبر هستید و تنها می دانید که امیر در کربلا به خاک سپرده شده است .

این که چرا و چگونه در آن زمان  با امکانات محدود ،  پیکر او را به کربلا بردند برای من نیز سوال است ، اما همانگونه که قبلاً گفته شده ،  چیزی که بیش از همه مایه شرمندگیست این است که اکثر ما  نمیدانیم  آرامگاه  این بزرگمرد ایرانی کجاست.

میرزا تقی خان امیرکبیر ، ستاره کم نظیر تاریخ ایران زمین ،  قهرمان ملی مبارزه با استعمار و نماد توسعه و آبادانی ایران بوده است ، او کسی است که خیلی از دولتمردان ما بمناسبت های مختلف از نام و روحیات و عملکرد او بهره می برند و او را مورد تجلیل و تکریم قرار می دهند .

بنده تاکنون سعادت نداشته ام به کربلا مشرف شوم  ولی به هر حال وظیفه دانستم تا در اینخصوص پاسخی بیابم و همگان از آن مطلع شوند تا  اگر مشرف شدید ثوابی از فاتحه ای که برای امیرکبیر خواهید خواند نصیب اینجانب شود.

در منابع و کتب مختلف آورده اند که ، دشمنی امثال آقاخان نوری و مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتی برکنار و چند روز بعد به کاشان تبعید شود. سرانجام به فرمان نامرد روزگار ناصرالدین شاه به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغه‌یی معروف به حاجب‌الدوله به طرز فیجعی در حمام فین کاشان به لقاء حق برسد .  کالبد امیرکبیر  را پس از شهادتش ابتدا در همان کاشان دفن کردند.

به روایت میرزا جعفر حقایق نگار خورموجى روز بعد از قتل امیر کبیر  ، پیکر وی  را به گورستان «پشت مشهد» کاشان بردند و در جوار  قبر حاج سید محمدتقى پشت مشهدی که از علمای صاحب نام تشیع  بوده  به خاک سپردند.

چند ماه بعد، به پایمردى همسرش عزت الدوله کالبد امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقى که درب آن به سوى صحن امام حسین(ع) باز مى شود به خاک سپردند و این شعر حماسى پرسوز را بر سنگ گور او نقش کردند :

آه که در جهان دون، از صدمات این غما‎

عالم روز واپسین گشت عیان به عالما‎

 خاک ملال از جهان، رفت به هفتم آسمان‎

رفت به گلشن جنان، وارث آصف جما‎

 کارگشایى متقى، حارس ملک دین تقى‎

آنکه ز سهم اوشقى، شد به سوى جهنما‎

 بست چه بار زین سفر، روح امیر نامور

شد زمدار تا مدر، ماه صفر محرما

 هاتف رحمت خدا، خواند به گوش این ندا‎

کز در بندگى درآ، تا که شوى مکرما

مال وفات او زغم، کلک سرور زد رقم

گفت که بى زیاد و کم آه امیر اعظما

 حجت الاسلام و المسلمین آقای احمد زمانی که از اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه می باشند در وب سایت خود به نشانی http://www.ahmadzamani.ir/113 در قسمت پایانی بخش سوم  سفرنامه کربلا اشاره ای به محل دقیق آرامگاه امیرکبیر داشته اند که عیناٌ اینچنین است :

 " در حجره هاى اطراف صحن حرم مبارک سیدالشهدإ(ع) بسیارى از بزرگان و مراجع دینى و چهره هاى دینى ـ سیاسى مدفون گشته اند و در پناه مولاى خویش آرمیده اند.

از جمله قبر مرحوم آیت الله میرزا محمدتقى شیرازى (متوفاى ۱۳۴۰ ه .ق) و همچنین قبر امیرکبیر (صدراعظم ناصرالدین شاه)، در مقبره اى درقسمت شرقى صحن مطهر قرار دارد.

تا اینجا مشخص شد که محل دقیق آرامگاه این اندیشمند غیور ایرانی کجاست . اما چند سوال و سخنی با مسئولین کشورمان.

_ ارزش و شأن و موقعیت امیرکبیر در تاریخ ایران و دستگاه دولتی ما چقدر است ؟

- تاکنون برای احیاء و بازسازی قبور اینگونه مردان نامی کشورمان که در کربلا مدفون هستند چه اقدامی صورت گرفته؟

- آیا اطلاع رسانی در مورد قبور این عزیزان برای زوار انجام می گیرد ؟

-وظیفه دولت کشورمان در این خصوص چیست؟

پیشنهاد می کنم  توجه به اینکه محل شهادت امیرکبیر در کاشان بوده ، سازمان میراث فرهنگی کشور و  شهرداری کاشان عهده دار بازسازی و مرمت آرامگاه این جاودانه مرد ایرانی شوند.

* * * * * * *

کلام آخر ،  روایتی از امیر

سیاست امیر در کلاسِ درس

معروف است سُفَرای روس و انگلیس و عثمانی، قوسِ صعودِ امیر را که دیدند وقتی برای او پیغام دادند که ایران به خودی خود نمی تواند حدود خویش را نگاه دارد و باید به دستور دُوَل همجوار رفتار کند.

امیر مجلسی فراهم آورد و پنج صندلی گذارد و آن ها را وعده خواسته یک صندلی را بالای مجلس خالی گذارد و چهار صندلی را خود و سه سفیر نشست.

آن گاه فرمود: درست سخنی گفته اید. ما هم محتاج معلمی هستیم، اما چون قوانین شما مختلف است، ما از یک دولت بیش نمی توانیم بپذیریم. حالی از شما سه نماینده یکی را انتخاب کنید از خود برای معلمی ما و روی آن صندلی نشسته و هر چه قانون دولت متبوعه اوست بگوید ما می شنویم. هرسه به هم نظر کردند و به وا سطه رقابتشان به همدیگر راضی نشده صرف نظر کردند.

علاقمندان می توانند مطالب کاملتری درباره امیرکبیر را  در  ادامه مطلب بخوانند .

 

 


امیرکبیر

 

(گردآورنده: محمد جواد آهنگر)

 

 http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5773&id=58108

 

اشاره

 

حدود سال 1222 هجرى قمرى، محمدتقى به دنیا آمد. پدرش، کربلایى محمد قربان بود که در خانه قائم مقام فراهانى آشپزى مى کرد. محمدتقى با فرزندان قائم مقام بزرگ شد. زیردست قائم مقام، منشى گرى آموخت و در علم و ادب پرورش یافت. در 42 سالگى به صدارت دربار ناصرالدین شاه رسید. سه سال و اندى صدراعظم ایران بود و سرانجام از صدارت عزل شد و چهل روز بعد در کاشان و به دستور ناصرالدین شاه به شهادت رسید.

 

این مقاله یادکردى است از آن مرد بزرگ؛ کسى که همواره مى کوشید و از این همه تلاش، چشم داشتى جز نیک بختى ملت خویش نداشت. او آموخته بود هر جا کمبودى مى بیند، براى رفع آن بکوشد و آنچه را با رنج بسیار به دست آورده است ـ و در صرف آن براى آرامش و رفاه خود حق دارد ـ به خاطر آسایش و آرامش ملت خود مصرف کند. مردى که هربار دست به اقدامى زد، میلیون ها ایرانى، مغرورتر نفس کشیدند.

 

شخصیت امیر

افزون بر ویژگى هاى دینى، منش رفتارى و ویژگى هاى اخلاقى هر فرد، ساخته دوران پرفراز و نشیب زندگى اوست. خانواده اى که در آن تولد یافته است، دوستانى که هم بازى اش بوده اند، معلمانى که تربیتش کرده و مردمانى که با او سروکار داشته اند، همگى بر شخصیت انسان اثرگذارند.

میرزا تقى خان امیرکبیر، آشپززاده اى است که خدمت کار قائم مقام فراهانى بود. گرچه به ظاهر از مردم محروم و فرودست ایران بود، ولى این امتیاز را داشت که در جمع یکى از بهترین و اصیل ترین خاندان آن روز ایران تربیت یابد. هم خواسته هاى توده مردم را مى دانست و هم با افکار بزرگان مملکت آشنا بود. رنج و زحمت مردم را تجربه کرده و رفاه سردمداران را به چشم خود دیده بود. او با لیاقتى که از خود نشان داد، در کنار فرزندان قائم مقام آموزش دید. ازاین رو، هرگز به مردمش خیانت نکرد و مصلحت آنان را بر همه چیز مقدم داشت. مدیرى کاردان، سیاست مدار، میهن پرست و مردم دوست و مردى از جنس مردم، با اندیشه اى در خدمت مردم بود.

 

امیر از نگاه بیگانگان

منشى سفارت انگلیس در تهران، شخصیت امیر و کردارش را چنین توصیف مى کند: «امیر نظام به کسى قول نمى دهد، اما وقتى انجام کارى را وعده مى دهد، باید به سخنش اعتماد کرد و انجام آن کار را محقق شمرد. امیر نظام به کلى فراتر از آن بود که کسى بتواند او را به رشوه بفریبد. روزها و هفته ها مى گذشت که از بام تا شام کار مى کرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس مى دانست. دشوارى ها و نیرنگ ها نیز او را از کار، سست و دل سرد نمى ساخت. اگر امیر نظام در همه نقشه هایش کام یاب نگردید، کاستى از دانایى و نیروى کارش نبود؛ تقصیر از آنان بود که در یارى او کوتاهى کردند».

 

مبارزه با رشوه

فساد مأموران حکومتى و گسترش رشوه گیرى، میوه تلخ حکومت فاسد و ضد مردمى است. از سوى دیگر، بازگذاشتن دست چنین مأمورانى در تجاوز به حقوق مردم، نشانه ناتوانى رهبران کشور است. امیرکبیر کوشید تا پایه هاى نظمى قوى را استوار سازد و بساط فساد و رشوه خوارى را برهم زند؛ چراکه تا پیش از آن، رشوه گیرى و باج خواهى، عادت روزانه درباریان شده بود.

یکى از مستشاران انگلیسى مى گوید: «از خصلت هاى ناپسند ایرانیان، «مداخل» است. این واژه به گوش ایرانیان بسیار خوشایند است. مأموران دولت تنها با مداخل خوش حال مى شوند. مقررى آنان، چندان مورد توجه نیست و تنها مداخل یک شغل است که تمام حواس آنان را به طرف خود جلب مى کند... میرزا تقى خان، کسى نبود که اسم مداخل و رشوه پیش او برده شود. این مرد بى طمع، تمام اصول و رشته هاى ناپسند را برهم زد و از بین برد و ارتکاب آن را به کلى ممنوع کرد».

 

روشن فکر دین دار

همان اندازه که تعصب خشک و دین دارى کورکورانه، جامعه را از ترقى بازمى دارد، بى توجهى به سنت هاى دینى و ملى نیز کشور را دچار بى هویتى و بیگانه پرستى مى کند. مردان موفق، افرادى هستند که با تکیه بر فرهنگ دینى و ملى خویش و با کمک گرفتن از الگوها و ابزارهاى مورد نیاز ـ اگرچه از بیگانگان به دست آمده باشند ـ جامعه را به سوى آبادانى هدایت مى کنند. امیرکبیر نمونه برجسته از این گونه انسان هاست. زمانى که فرمانده سپاه اَرزنةُ الروم از او مى خواهد تا براى مدت اندکى لباس ترکان عثمانى را بپوشد و از حمله اوباش در امان بماند، با تندى پاسخ مى دهد: اگر سر از تنم جدا سازند، لباسى را که مخصوص ایرانیان است، از تن بیرون نمى آورم.

امیرى که براى حفظ سنت هاى کشور خویش چنین سخت گیر بود، به دستاوردهاى غرب هم توجه داشت و از بررسى پیشرفت هاى آنان غافل نبود. ازاین رو، مردم را تشویق مى کرد که پیشرفت هاى غربیان را مطالعه کنند و براى یادگیرى دستاوردهاى روز غرب، کمر همت ببندند.

 

توطئه انگلیس

زمانى که کشورهاى استعمارگر، فردى را مانع رسیدن به اهداف خود بدانند، از هر وسیله اى براى کنار زدن او استفاده مى کنند؛ پیمان دوستى، رشوه، تهدید، بدنام کردن و در نهایت، قتل. امیرکبیر سدّ استوارى بود که سعى داشت هیچ روزنه اى براى دست اندازى استعمارگران به ثروت ایران باقى نگذارد.

سفیر انگلستان چندین بار به امیر پیشنهاد رشوه داده بود، ولى امیر، هیچ کدام را نپذیرفت و همین موضوع، خشم سفیر را برانگیخت. سفیر بارها گفته بود: «پول هایى که براى رشوه به امیر پیشنهاد کردند و ایشان نپذیرفت، صرف کشتن وى کردند.» سرانجام نیز دسیسه هاى انگلیس و جیره بگیرانش در دربار، بزرگ مردى را به کام مرگ فرستاد که شهادتش، مُهر ننگى بر پیشانى دشمنان زد و زندگى اش، سند افتخارى شد در دستان ملت.

 

امیرکبیر و صنعت

در عصرى که نهضت صنعتى در اروپا به اوج خود نزدیک مى شد، عقب ماندگى کشورهایى مانند ایران، آشکارتر از گذشته رخ مى نمود. اگر بخواهیم اقدامات امیرکبیر را برشماریم، از توجه فراوان امیر به صنعت نباید غافل باشیم. سیاست کلى امیر بر پایه توسعه صنعت و پیشرفت کشاورزى استوار بود. سعى او افزایش تولید ایرانى و کاهش واردات بود. امیر، کارخانه هاى شکر، پارچه بافى، کاغذسازى، فلزکارى، بلور، چینى سازى و... را در شهرهاى ایران راه اندازى کرد.

او دستور داد دستگاه هاى جدید را به ایران آورند و از مهندسان و صنعت کاران اروپایى بخواهند تا صنایع گوناگون را در ایران آموزش دهند. معادن، شناسایى شد و استخراج فلزات، آغاز گشت. امیر در ترویج و تشویق صنعت گران آن قدر اصرار داشت که عهد بسته بود به هر فردى که هنر بدیع و صنعت تازه اى بیاورد، پاداش خوبى خواهد داد.

 

رونق کشاورزى

امیرکبیر اعتقاد داشت که یک کشور مستقل، باید همه چیز را در داخل سرزمین خود تأمین کند. او براى رونق کشاورزى، گام هاى زیادى برداشت. آنچه او انجام داد، شروع حرکتى بود که در آینده باید سامان مى یافت. برخى از مهم ترین اقدامات وى براى بهبود وضعیت کشاورزى عبارتند از: ایجاد امنیت براى کشاورزان، تشویق آنان به صنعتى کردن مسیر تولید، کم کردن مالیات، ساخت سدّ ناصرى بر رودخانه کرخه و دو سد دیگر در گرگان و قم.

 

بهداشت

اجتماعى که دچار بیمارى هاى جسمى و روحى است، طعم آرامش را نخواهد چشید. بى توجهى به سلامت و بهداشت، گسترش بیمارى ها را در پى دارد. مردمى که در فقر و آلودگى رشد مى کنند، رنگ آسایش و پیشرفت را نخواهند دید. امیرکبیر که خود از میان مردم برخاسته بود و با رنجشان آشنایى دیرین داشت، ابتکار زیادى براى بالا بردن سطح بهداشت عمومى به خرج داد. وى آبله کوبى را در ایران عمومى ساخت و به دستور او کتاب هاى لازم در این زمینه به فارسى ترجمه و چاپ شد. آبله کوبان را با حقوق کافى، استخدام کرد و به شهرهاى گوناگون فرستاد. مبارزه با بیمارى وبا، ساخت نخستین مریض خانه هاى دولتى، تعلیم پزشکان، نظافت شهر و گردآورى بیماران از سطح شهرها، از اقدامات دیگر امیر در این راستا هستند.

 

امیر علم دوست

توجه به علم و ادب و فراهم آوردن محیط لازم براى گسترش دانش، نخستین برنامه براى بالا بردن فهم و درک مردم است. آنچه از امیرکبیر، چهره اى روشن فکر و اندیشمند ساخته، توجه او به علم و فرهنگ بوده است. او در عصرى که کتاب، مهم ترین وسیله دانش اندوزى و تولید اندیشه بود، دست به ابتکارهایى زد که ارزش آنها را امروزه به خوبى مى توان دریافت.

در دوران صدارت او، کتاب هاى فراوانى از اروپا به ایران آورده شد که در زمینه هاى گوناگونى نوشته شده بودند. کتاب هایى درباره علوم طبیعى، صنعت، زراعت، تجارت، اقتصاد، سیاست، قوانین معدن شناسى، تربیت حیوانات اهلى و خانگى، پرورش درختان صنعتى و میوه، باغبانى، نظام لشکرى و فنون جنگ، طب، دام پزشکى و... . افزون بر این، امیر 323 نقشه جغرافیاى جهان را یک جا به ایران آورد.

میرزا تقى خان کتاب خانه اى در کنار مدرسه دارالفنون تأسیس کرد تا دانش آموزان با علوم مورد علاقه خود آشنا شوند. راه اندازى چاپ خانه مدرسه دارالفنون هم از کارهاى اندیشمندانه امیر بود که چاپ کتاب ها را آسان تر، سریع تر و ارزان تر مى کرد. در هیچ دوره اى از تاریخ قاجار، چنین رویکردى به علم وجود نداشت و چنین ستایش مندانه براى خودکفایى علمى گام برداشته نشد.

 

امیر مقتدر

امیرکبیر، فروش شراب را قدغن کرده بود. روزى غلام سیاهى به خانه یک ارمنى رفت و شراب خواست. ارمنى نپذیرفت. غلام اصرار کرد و به تهدید ارمنى پرداخت. ارمنى که جرئت سرپیچى از دستور امیر و فروش شراب را نداشت، سرکه شیره را با آب مخلوط کرد و به غلام فروخت. غلام تمامى آن را یک باره سر کشید و شروع به عربده کشى و آزار مردم کرد. غلام را گرفتند و نزد امیر آوردند. امیر دستور داد تا ارمنى را بیاورند و تنبیه کنند. ارمنى قصه را بازگفت که من سرکه شیره به او فروختم، نه شراب. غلام با خشم گفت: چرا این را نگفتى که من بدمستى نکنم؟ امیر که ماجرا را فهمیده بود، خندید و ارمنى را مرخص کرد و غلام را گوشمالى داد.

 

دارالفنون

پرورش مردان صاحب اندیشه و صنعت گر، نه تنها نیازمند استادانى باتجربه است، بلکه بدون ایجاد مراکز مناسب و سازمان دهى درست، تحقق نمى یابد. امیرکبیر از سال ها پیش از صدارت خود، در تلاش بود تا مدرسه اى تأسیس کند. او قصد داشت دانش آموزانى را در علوم گوناگون تربیت کند و ایران را در مسیر شکوفایى قرار دهد. سرانجام در سال 1266 هـ . ق ساخت مدرسه اى را آغاز کرد و آن را «دارالفنون» نامید.

از آنجا که امیر نیز مانند مردم ایران از انگلیسى ها و روس ها تنفر داشت، به استخدام معلمان اتریشى پرداخت. مدرسه دارالفنون با نُه استاد اتریشى در رشته هاى مهندسى، تاکتیک نظامى، توپ خانه، سواره نظام، معدن شناسى، طب و دواسازى، با حضور صدوپنجاه دانش آموز، زمانى شروع به کار کرد که سیزده روز قبل از آن، امیرکبیر را در باغ فین به شهادت رسانده بودند و او نتوانست ثمره تلاش هاى خود را در راه اندازى دارالفنون ببیند.

 

وقایع اتفاقیه

بالا بردن سطح آگاهى جامعه و رشد فرهنگى مردم، بهبود زندگى آنان را در پى دارد. دوره سلطنت قاجارها چنان مردم را در تنگ دستى و نادانى قرار داده بود که کمتر کسى گمان مى کرد امیرکبیر بتواند تأثیر عمیقى بر فرهنگ مردم به جا بگذارد.

یکى از اساسى ترین اقدامات او براى افزایش اطلاعات و آگاهى جامعه، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه بود. گرچه پیش از آن، روزنامه هاى دیگرى به زبان فارسى منتشر شده بودند، ولى هیچ کدام موفقیت روزنامه وقایع اتفاقیه را به دست نیاوردند. رویکرد مردم به این روزنامه، چنان رو به فزونى نهاد که حتى ایلات و عشایر نیز مبلغى براى اشتراک این روزنامه مى پرداختند تا آن را مطالعه کنند. چگونگى ترقى دولت هاى اروپایى، رشد صنعت در آنها و اکتشافات جدید، مهم ترین مطالبى بود که در این روزنامه به صورت دنباله دار چاپ مى شد.

یکى از نمایندگان انگلیس در ایران مى نویسد: «تأسیس این روزنامه، نشانه اى است از عزم راسخ امیر بر ترقى ایران و روشن گردانیدن افکار هم وطنانش».

 

وابستگى به بیگانه، هرگز!

ایران، سال هاى فراوانى را به یاد دارد که بیگانگان به سرمایه هاى ملى آن دست اندازى و در سرنوشت ایرانیان دخالت مى کردند. دوران قاجارها نیز با زورگویى هاى انگلستان و روسیه همراه بود. میرزا تقى خان امیرکبیر از مخالفان گسترش نفوذ تاراج گرانه بیگانگان در ایران بود. او حامى استقلال ملى بود و در برابر خواسته هاى نابجاى بیگانگان، سرسختانه مقاومت مى کرد. ازاین رو، مى کوشید از دادن هرگونه امتیازى به این کشورها پرهیز شود.

ایجاد رابطه با کشورهایى همچون اتریش، ایالات متحده، فرانسه و آلمان، سیاست دیگرى براى محدود کردن وابستگى به دو دولت انگلستان و روسیه بود. یکى از نمایندگان انگلیس مى گوید: «سعى من و کوشش نماینده روسیه و تلاش مشترک ما، همگى باطل است. کسى نمى تواند میرزا تقى خان را از تصمیمش بازدارد».

 

حقوق شاه و درباریان

مفت خورى، عیش و نوش، شهوت رانى و ثروت اندوزى، مهم ترین ویژگى شاهزادگان قاجارى بود. شاهزادگانى که براى خوش گذرانى هاى خود، به سرمایه هاى ملت چوب حراج زده و بر فقر و گرسنگى مردم، چشم بسته بودند. فساد مالى و خرج هاى سنگین دربار قاجار، مهم ترین دلیل نفرت مردم از سلطنت آنان بود. هدیه هاى بى حسابى که از خزانه به دوستان و آشنایان مى دادند، مسافرت هاى پر خرج و ول خرجى هاى کلان آنها، روز به روز بیشتر مى شد.

میرزا تقى خان امیرکبیر، مردى نبود که بى عدالتى را تاب بیاورد. گرچه صدارت کوتاه او فرصتى نبود که بتواند فساد مالى را ریشه کن کند، ولى با شجاعت تمام، حقوق و مزایاى درباریان، شاهزادگان و حتى ناصرالدین شاه را کم کرد. امیر چنان بنیان منظم و محکمى براى خزانه کشور بنا نهاد که سال ها پس از وى نیز دست فرصت طلبان از ثروت و ملت، کوتاه بود.

 

نقشى بر دیوار

لحظه اى که امیر روى صحن حمام فین نشسته بود و فوران خون خویش را تماشا مى کرد، مانند همیشه آرام، متین و در تفکرى عمیق بود. ناگهان همچون فردى که چیزى به یاد آورده، از جا برخاست و دست خون آلود خود را بر دیوار گذاشت؛ گویا مى خواست چیزى بنویسد. شاید امیر به یاد مرگ مربى خود ـ یعنى قائم مقام ـ افتاده بود که او نیز به دست محمدشاه ترور شده بود و در لحظه جان دادن بر دیوار نگارستان نوشت:

 

روزگار است این که گه عزت دهد، گه خوار دارد          چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد

 

عده اى گفته اند که امیر نیز بر دیوار، متنى نوشت، ولى خوانده نشد و برخى گفته اند که خوانا هم بوده، ولى به نفع خاندان قاجار نبوده و آن را محو کرده اند. یک اروپایى که به ایران سفر کرده بود، گفته است که جمله لا اله الا الله بر دیوار نوشته شده بود.

از تمام شایدها که بگذریم، آنچه مى توان به یقین گفت، سخن کُنت دوگوبینوى فرانسوى است. او مى نویسد: «به هر حال، اگر بخواهیم پى ببریم که آن نقوش چه بوده یا در مضمون آن خط چه نوشته، مى توانیم بگوییم که مُهر بدبختى دولت و ملت ایران بوده که بر پیشانى کشور نقش مى بست و سند ننگ تاریخى و ابدى دوران سلطنت ناصرالدین شاه بود که براى همیشه در صفحات تاریخ به یادگار مى گذاشت».




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: صاف وساده ... ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 فروردین 1392 12:03 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
آخرین اخبار ارومیه:

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب


استخاره آنلاین با قرآن کریم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

جاوا اسكریپت

ورود
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد صلوات شمار برای وبلاگ