یا مهدی (عج) ادرکنی بیا مهدی شب هجران سحر کن

شهید مردعلی صدقی گورچین قلعه

جمعه 25 اسفند 1391 05:55 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ، جدید ،

شهید مردعلی صدقی
نام پدر :‌محمدعلی
تاریخ تولد :‌1348/3/1
محل تولد : روستای گورچین قلعه از توابع ارومیه
تاریخ شهادت : 1374/11/16
محل شهادت : بیمارستان شهید فیاض بخش تهران
مدت طول  حیات :‌26 سال
مزار : بهشت زهرا (س) تهران

شهید مردعلی صدقی در آغازین روز خرداد ماه سال 1348 در ارومیه به دنیا آمد. روزهای کودکی و نوجوانی را در سایه امن خانواده سپری کرد و در 7 سالگی به دبستان رفت. صدقی تحصیلاتش را تا اخذ مدرک کاردانی ادامه داد، در دوران نوجوانی زمانی‌که جنگ تحمیلی آغاز شد دلش طاقت نیاورد و قدم به عرصه‌های ایثار و مجاهدت نهاد. مردعلی که عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود، در جبهه‌های حق علیه باطل مردانه رزمید . او در منطقه مهاباد استان آذربایجان غربی بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی 60% جانباز شد و مدت‌ها درد و رنج آن را با عشق به معبود هستی و با پرستاری دلسوزانه همسرش تحمل کرد. وی سرانجام در تاریخ 1374/11/16 در سن 26 سالگی در بیمارستان شهید فیاض‌بخش دار فانی را وداع گفت و به یاران شهیدش پیوست . از او تنها فرزندش جواد صدقی به یادگار مانده است .. مزار پاکش در بهشت زهرا (س) قرار دارد.

شادی روح پاکش صلوات .





دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: ستارگان جاوید ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 اسفند 1391 04:14 ب.ظ

شهید "غلامرضا فولادی"

سه شنبه 4 شهریور 1393 07:26 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای ناجا ،

تشییع پیکر پاک مرزبان شهید در ارومیه

 مراسم تشییع پیکر مرزبان شهید هنگ مرزی ارومیه روز یکشنبه و با حضور امت شهید پرور و خانواده معظم شهید و جمعی از  خانواده های معزز شهدا و ایثار گران و مسئولین  برگزار و در مزار شهدای ارومیه در جوار رحمت حق آرام گرفت آنچه که در این مراسم بیش از همه مشهود بود حضورهمرزمان و دیگر مرزبانان غیور و حافظان حریم کشور بود که همگام با دیگر امت روزه دار در این مراسم ، با صلابت حضور داشتند
به گزارش سایت اطلاع‌رسانی فرمانداری ارومیه، پیکر استوار دوم شهید "غلامرضا فولادی" در فضایی آکنده از غم و اندوه توسط مردم روزه دار این شهرستان از میدان انقلاب  تشییع وپس از آن برای خاکسپاری به مزار شهدای باغ رضوان این شهر انتقال یافت.
 خاطر نشان می سازد این مرزبان غیور روز چهارشنبه
93/5/25 حین انجام وظیفه،  بر اثر برخورد با مین، در مرز کلاشین در زیوه ارومیه به درجه رفیع شهادت نایل آمد.





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 شهریور 1393 07:28 ب.ظ

اگر آه تو از جنس نیاز است ، در باغ شهادت باز ، باز است..

سه شنبه 4 شهریور 1393 07:15 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،
بسم رب الشهداء و الصدیقین
پیکر پاک و مطهر شهید حسین شعبان گورچین قلعه ف قربانعلی که در درگیری با شقی ترین قوم زمان ، همراه با تعدادی از همرزمانش به مقام رفیع شهادت نائل گردیده روز چهارشنبه مورخه 93/6/5 از میدان ایالت ارومیه به سمت گلزار شهدا باغ رضوان تشییع خواهد شد .
 روحش شاد و راهش پر رهرو باد .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 شهریور 1393 07:24 ب.ظ

هیات قرانی رهروان امام زین العابدین (ع) گورچین قلعه

چهارشنبه 7 خرداد 1393 03:50 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،

11236728710548059426.jpg
سه شنبه شب گذشته  مورخه 93/3/6 همزمان با
مبعث نبی مکرم اسلام ، یکی دیگر از جلسات
هیات قرآنی رهروان امام زین العابدین علیه السلام
( گورچین قلعه ایهای مقیم ارومیه )
در منزل جناب آقای نورالدین نوردیده
با شکوه خاص و حضور خیل عظیم عاشقان کلام وحی منعقد گردید .

طلیعه مراسم شمیم روح بخش آیات الهی بود که توسط تنی چند از قاریان ممتاز  طنین انداز شده و در ادامه استاد آزموده از اساتید برجسته روستای گورچین قلعه به تفسیر آیات قرائت شده پرداختند . این مراسم با قرائت قران و دعای ختم قران توسط حاج ولی احمدی پدر شهید معظم عبدالرحیم احمدی و سخنرانی استاد برجسته حجت الاسلام محمد کفیلویی و مدیحه سرایی و مولودی خوانی مداحان اهل بیت پیگیری و با قرائت دعای فرج خاتمه یافت که در ذیل به بخشی از سخنرانی استاد کفیلویی  اشاره می نمایم .
ضمناً جلسه آتی هیات در منزل آقایان صابر محمدی و ابراهیم نوردیده منعقد خواهد شد .
الف ) مولفه های اصل ضرورت بعثت انبیاء از ناحیه خداوند شامل لطف ، قسمت ، کمال و عدالت می باشد .
ب) تبیین شناخت اهداف نبوت ، شناخت اخلاق نبوی و شناخت مدیریت قرانی : (خود مدیریت خداوند به عالم ، مدیریت خداوند در ارسال انبیاء ، در انزال کتاب ، دین به بشریت و ... )
ج)محورهای مدیریت انبیا در جهان از منظر قران
د ) تبیین سیره مدیریتی پیامبر در ابعاد مدیریت - دعوت- هدایت - اخلاق اجتماعی و تبلیغی در قران
و ) بحث شناخت تاریخ نبوی ، اخلاق نبوی ، سیره نبوی ، مواضع نبوی ، ویژگی های خانواده صالحین ، دولت صالحین ، حکومت صالحین ، از منظر کلام وحی
ه ) تشریح نگاه پیامبر به جایگاه انسان ، حیات ، حکومت ، خانواده که همه جانبه نگری  بوده و تک بعدی نبود .
ی) اهداف اخلاقی پیامبر : (اخلاق اجتماعی پیامبر اسلام و شاخص ترین و کلیدی ترین عنصر های اخلاق پیامبر اسلام  در ساختار دعوت و هدایت و تربیت ) شامل :
1 ـ خوش اخلاقی در خانواده - جامعه و حاکمیت ( سایر فرق از جمله وهابیت قائل به اخلاق در حکومت نیستند .) در حالی که رسول اکرم اخلاق را لازمه حکومت می داند .
2 ـ خیر خواهی به بشریت شیوه حرکتی پیامبر بود و می فرمود به برادران مسلمان خود چه ظالم و چه مظلوم کمک برسانید ( به ظالم کمک کنید تا متوجه شود ظلم بد است و باید از این کار دست بردارد .)
3 ـ مردم داری     4 ـ مردم یاری   5 ـ رعایت حقوق مردم  6 ـ رعایت آبروی مردم 7 ـ وفای به عهد 8 ـ امانت داری  9ـ راستگویی 10 ـ بخشش و گذشت   11 ـ سپاسگذاری در مقابل نعمت و خدمت   12 ـ مهمان نوازی در اسلام 13 ـ دوست یابی و دوست خواهی 14 ـ خوشنود کردن مردم 15 ـ گذشت و فداکاری و فروخوردن خشم 16 ـ پرهیز از رهبانیت که خطر بسیار بزرگی است . 17 ـ اجتناب از تکلف و ضرورت بی تکلف بودن در زندگی   18 ـ مسئولیت پذیری در مقابل خدا ، همسر و فرزند ، جامعه و همسایه  19 ـ کار وتلاش 20 ـ آداب مجالس
 پایان       علی صدیقی 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 11 خرداد 1393 09:49 ب.ظ

شهید سجاد محمدی گورچین قلعه

دوشنبه 11 آذر 1392 11:43 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: شهدای روستای گورچین قلعه ،

بار دیگر عطر شهادت در روستای
 گورچین قلعه پیچید .

                                               



ساعت 10 صبح فردا مورخه 192/9/12 پیکر پاک و مطهر شهید سجاد محمدی گورچین قلعه از مرزداران بسیجی سپاه پاسداران که حین انجام ماموریت در اثر حادثه سقوط بهمن در منطقه سرو به شهادت رسیده بود از میدان ایالت ارومیه تشییع و جهت خاکسپاری به گلزار شهدای روستای گورچین قلعه منتقل خواهد شد . روستای گورچین قلعه از توابع شهرستان ارومیه در طول دفاع مقدس 40 شهید تقدیم اسلام نموده است .

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد ....



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 13 آذر 1392 08:29 ب.ظ

مهدی صدقی و مهدی صدیقی

چهارشنبه 26 تیر 1392 12:35 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: گورچین قلعه و کاظم داشی ،
مهدی2965.jpg

مهدی صدیقی.jpg

مهدی صدقی و مهدی صدیقی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 تیر 1392 10:52 ب.ظ

دعای ماه مبارک رمضان

سه شنبه 18 تیر 1392 11:00 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی

حلول ماه مبارک رمضان بر میهمانان سفره الهی خجسته باد ....

بسم الله الر حمن الر حیم   

 یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم

انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر الرمضان الذی انزلت فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان وجعللت فیه لیله القدر وجهلتها خیرا من الف الشهر فیاذ المن ولا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین

اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جائع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب اللهم فک کل اسیر اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین اللهم اشف کل مریض اللهم سد فقرنا بغناک اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر انک علی کل شی قدیر


 

متن دعای یا علی یا عظیم ماه مبارک رمضان به همراه معنی آن:ماه مبارک رمضان

یا عَلِیُّ یا عَظیمُ یا غَفُورُ یا رَحیمُ اَنْتَ الرَّبُّ الْعَظیمُ الَّذی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ

ای والا ای بزرگ ای آمرزنده ای مهربان تویی پروردگار بزرگی که نیست مانند او چیزی

وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ وَ هذا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ کَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ

و او شنوا و بینا است و این ماهی است که آنرا بزرگ و گرامی داشته و او را شرافت و برتری داده ای

عَلَی الشُّهُورِ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذی فَرَضْتَ صِیامَهُ عَلَیَّ وَ هُوَ شَهْرُ

بر ماههای دیگر و این ماهی است که روزه آن را بر من واجب کرده و این ماه

رَمَضانَ الَّذی اَنْزَلْتَ فیهِ الْقُرْآنَ هُدیً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی

رمضان است همان ماهی که قرآن را در آن فرو فرستادی آن قرآنی که راهنمای مردم و نشانه های روشنی از هدایت

وَالْفُرْقانِ وَ جَعَلْتَ فیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهْرٍ فَیا

و جدا ساختن (میان حق و باطل ) است و قراردادی در این ماه شب قدر را و آن را بهتر از هزار ماه کردی پس ای

ذَالْمَنِّ وَ لا یُمَنُّ عَلَیْکَ مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَقَبَتی مِنَ النّارِ فیمَنْ تَمُنُّ

منت داری که کسی بر تو منت ندارد منت نه بر من به آزاد ساختنم از آتش در میان آنانکه

عَلَیْهِ وَ اَدْخِلْنِی الْجَنَّةَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

بر آنها منت نهی و داخل بهشتم گردان برحمتت ای مهربانترین مهربانان.

روگرفت از سایت کریاس




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 تیر 1392 11:04 ب.ظ

دلایل سقوط محمد مرسی

دوشنبه 17 تیر 1392 12:35 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

برکناری مرسی از قدرت که در چارچوبی غیردموکراتیک و فراقانونی صورت گرفت، مصر را وارد دوره جدیدی خواهد نمود. در این راستا بی شک اخوان که مجموعه ای منسجم و بزرگ و در عین حال وزنه ای سنگین و عنصری مهم و تاثیرگذار در تحولات مصر هستندساکت نخوهند نشست.

 

مقدمه

اتفاقات اخیر رخ داده در مصر یعنی برکناری محمد مرسی از قدرت بخصوص با دخالتی که نظامیان صورت دادند و همچنین تعلیق قانون اساسی و بازداشت اعضای بلندپایه اخوان المسلمین را هر چه بنامیم، آغاز نامیمون یک دوره نامبارک برای مصر است، چرا که این رویدادها سرزمین نیل را همزمان با برکناری محمد مرسی از قدرت یکبار دیگر شاهد وقوع نا آرامی و بی ثباتی ها دنباله داری در عرصه های سیاسی و اجتماعی کرده و آینده ای غامض، نامشخص و ابهام آلود را در پیش روی این کشور قرار داده است؛ نا آرامی هایی که از هفته ها پیش بدلیل درگیری میان موافقان و مخالفان مرسی شروع شده بود و متعاقب عزل وی از مقام ریاست جمهوری، مجدداً تشدید شده است بگونه ای که هم اینک نمی توان با قطع و یقین چشم انداز روشنی را برای آینده سیاسی مصر که در حال حاضر دچار التهابات سیاسی شده است متصور گردید.

طی روزها اخیر و در پی گسترش منازعات خیابانی میان موافقان و مخالفان رئیس جمهور منتخب مصر که از چندی قبل آغاز شده بود، مجموعه ای از عوامل مشخص دست در دست هم داده و در نهایت با تصمیم ارتش منجر به برکناری دولت محمد مرسی از قدرت و تشکیل دولت موقت به ریاست عدلی منصور رئیس دادگاه قانون اساسی مصر، یکبار دیگر این کشور را وارد فاز جدید از بحران نمود. بنابراین تنها رئیس جمهور مصر در طول تاریخ این کشور که برای نخستین بار توانسته بود در یک انتخابات قانونی و با رأی اکثریت مردم به ریاست جمهوری برسد، بنا به دلایلی مبهم با برکناری از مقام قانونی خویش، بیش از یک سال نتوانست در پست خود باقی بماند.

در این که مرسی نتوانست اوضاع اقتصادی و امنیتی کشور را بعد از یک سال به حالت عادی برگرداند شکی نیست و نیز در این که رئیس جمهور مصر در یک سال گذشته در برخی حوزه ها چه در ابعاد داخلی و چه در سیاست خارجی خوب عمل نکرد باز تردیدی نیست، اما مهم این است که اینها دلیلی بر آن نمی شود که یک دولت برخاسته از انتخابات مشروع و قانونی ولو با کارکردی ضعیف و غیرقابل قبول، از کار برکنار شود. چرا که خاصیت دموکراسی این است که فرد منتخبی را که مبتنی بر اصول دموکراتیکی و با رأی مردم روی کار آمده است را حتی اگرچه عملکرد غیرقابل قبولی نیز داشته باشد، نمی توان با ساز و کارهای غیردموکراتیک و بویژه با تصمیم ارتش که در وهله نخست یک نهاد نظامی و امنیتی با کار ویژه های محوله مختص به خود است برکنار نمود.

بنابراین حکم ارتش مصر که به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین ارتش در بین کشورهای عربی شناخته می شود، مبنی بر ملغی اعلام نمودن قانون اساسی و تشکیل دولت موقت کنار زدن محمد مرسی رئیس جمهور منتخب که یکسال قبل از طریق انتخابات ریاست جمهوری که در نوع خود آزادترین انتخابات انجام شده در تاریخ مصر بود، را می توان به مثابه زلزله ای بزرگ در عرصه سیاسی مصر به شمار آورد که یک بار دیگر مصر را در شرایط خاصی قرار داده است؛ شرایطی که هم اکنون در آن دیگر هیچ اثری از دو دستاورد بزرگ انقلاب مصر یعنی «قانون اساسی» و «ریاست جمهوری منتخب» که برای حصول این دو هزینه های گزافی از طریق ماه ها تلاش بی وقفه پرداخت شده بود، ولو اینکه این دو دارای ضعف ها و کاستی هایی نیز بوده باشند، مشاهده نمی شود.

 

علل و چرایی برکناری مرسی از قدرت و دو چارچوب متفاوت تحلیل

عزل محمد مرسی از قدرت که در نتیجه منازعات خیابانی میان موافقان و مخالفان او و در نهایت با تصمیم ارتش و حمایت نهادهای دینی مصر از جمله الازهر، پاپ مسیحیان قبطی و نمایندگان مخالف او انجام شد، طی روزهای اخیر حجم سنگینی از تحلیل ها و در عین حال بازتاب های گسترده در محافل رسانه ای و سیاسی جهان را به خود اختصاص داده است؛ بازتابی که نشان از تحولی جدید و چه بسا التهاب آمیز در مصر پس از انقلاب می دهد؛ چرا که ممکن است در صورت تداوم شرایط فعلی که «هرج و مرج گرایی» و «فقدان حکومت مردمی و مشروع مرکزی» دو وجه بارز آن می باشد، مصر یکبار دیگر با عقب گرد به دوران انقلاب و بازگشت به وادی سرگردانی و سرنوشت نامعلوم مواجه شود.

به باور بسیاری از ناظران بیطرف مسائل بین المللی، بطور کلی درباره علل برکناری مرسی از مقام ریاست جمهوری مصر که به اوجگیری بحران در این کشور نیز انجامیده است، دو چارچوب تحلیلی متفاوت را می توان مورد شناسایی قرار داد: چارچوب نخست شامل تحلیل هایی هستند که عزل مرسی از ریاست جمهوری و اتفاقات دنباله دار پس از آن را به یک عامل نسبت داده و آن را تنها در یک عامل مشخص یعنی عملکرد غیرقابل قبول و ناکارآمدی دولت مرسی در تحقق مطالبات مردمی بخصوص در ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی جستجو نمودهو در واقع اشتباهات گذشته مرسی و اخوان المسلمین را تنها زمینه ساز و عامل اصلی عزل وی از قدرت البته با دخالت نظامیان معرفی می کنند. اما چارچوب دوم شامل تحلیل هایی است که علل و عوامل متعددی را نیز در کنار عامل نخست برای افزایش تنش ها و نتیجه برکناری مرسی از قدرت که با تصمیم ارتش صورت گرفت دخیل می دانند، چنانکه  به کاستی ها و اشتباهات شخص مرسی و اخوانی ها، تنها به عنوان یکی از عوامل  این رویداد نگریسته و علاوه بر آن، علل و عوامل عمده  دیگری را در این حدوث این واقعه و حوادث مربوط به آن دخیل می دانند.

تحلیل هایی که برکناری مرسی از قدرت را تنها به یک عامل نسبت می دهند عمدتاً شامل تحلیل هایی است که با مواضع غرب و حتی مواضع رژیم صهیونیستی هماهنگی داشته و بیشتر از جانب آن ها تبلیغ می شوند. به این معنا که این تحلیل های «جهت دار» اخوان المسلمین و حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی اخوان را عامل اصلی پیدایش منازعات خیابانی و شرایط بحرانی در مصر معرفی و در نتیجه برکناری مرسی از قدرت را نیز تنها در این عامل دنبال می کنند. بنابراین این دسته از تحلیل ها در ادامه، از قرار گرفتن مصر در لبه پرتگاه خشونت  سخن گفته و بر این اعتقادند که این همان وضعیتی است که ارتش مصر را نه براساس برنامه قبلی، بلکه از روی ناچاری مجبور به دخالت و به دست گیری قدرت از طریق عزل مرسی از ریاست جمهوری کرده است.

اما چارچوب تحلیلی دوم همچنانکه ذکر شد فارغ از عامل نخست، مجموعه پیچیده ای از متغیرهای دیگری را نیز در حصول شرایط کنونی مصر و عزل مرسی از قدرت مقصر دانسته، چنانکه نقش و کارآمدی عواملی غیر از عامل نخست را در تشدید درگیری های خیابانی و اوج گیری بحران در مصر که منتهی به برکناری مرسی از قدرت شد مهم دانسته و آن ها را به مراتب تأثیرگذارتر از متغیر نخست قلمداد می کنند، بطوریکه حتی در مواردی، اشتباهات و ناکارآمدی های مرسی و اخوان المسلمین را در مقایسه با دیگر علل، بسیار کوچک و کم اثر شمرده می شوند.

در چارچوب این ارزیابی ها که بدون تأثیرپذیری از فضاسازی های رسانه ای و سیاسی غربی- صهیونیستی ارائه می شود، تحلیلگران بر این نکته تأکید می کنند که، درست است که محمد مرسی در اداره امور کشور نا کارآمد بوده و در مدت یک سال گذشته نتوانست به مطالبات مردم پاسخ گفته و وعده های خود رامحقق سازد، ولیکن این نکته مهم را باید در نظر داشت که قاعدتاً، دوره کوتاه یکساله برای حل و فصل مشکلات اقتصادی آنهم در کشوری که تازه انقلاب نموده است دوره ای بسیار کم و ناکافی است، کما اینکه شخص رئیس جمهور مصر در این فاصله، علاوه بر مسؤلیت های سنگین اجرایی، وظایف تداوم انقلاب و مواجهه با بقایای رژیم دیکتاتوری سابق مصر را نیز برعهده داشته است.

فلذا در ارزیابی های دسته دوم به علل قابل تأمل دیگری به عنوان علل اصلی عزل مرسی از قدرت اشاره می شود و آن عملکردی است که مجموعه متعددی از احزاب کوچک لائیک، سکولار، لیبرال، ملی گرا، چپ گرا و حتی احزاب تکفیری در برخورد با دولت قانونی مرسی و با هدف فلج کردن دولت وی و سهم خواهی هایی به مراتب بیشتر از آنچه که با توجه به جایگاه واقعی شان مستحق آن بودنده اند، از قدرت داشتند. بنابراین از این منظرگاه آنچه که بیش از پیش زمینه های حصول شرایط کنونی را مهیا ساخت نه عملکرد ضعیف وی بلکه افزون طلبی های غوغاسالارانه احزاب و جریانات مخالف و معارض وی و همچنین کوشش آن ها در مانع تراشی علیه مرسی و بالابردن توقعات مردم بوده است که در نهایت با دخالت ارتش منجر به برکناری دولت قانونی مرسی از قدرت گردید، آنهم درست چند روز قبل از زمانی که قرار بود محاکمه حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر و همچنین علاء و جمال پسران وی و حبیب العادلی وزیر کشور دولت سابق مصر  و نیز شش تن از معاونان وی به اتهام دست داشتن در قتل انقلابیون مصر در دادگاه کیفری قاهره ادامه ‌یابد! مسئله ای که ارتباط معناداری با اتفاقات اخیر مصر دارد، بگونه ای که آغاز دور جدیدی از محاکمه مبارک در مقطع فعلی مصر را که فاقد قدرت و اقتدار قانونی و مرکزی مبتنی بر رأی مردمی بوده و در عین حال ارتش به عنوان مرکز ثقل قدرت در این کشور شناخته می شود، می توان مسئله ای بیش از پیش تأمل برانگیز و معنادار نمود!

 

ارزیابی نهایی

به عنوان یک ارزیابی نهایی باید تأکید داشت که برکناری مرسی از قدرت که در چارچوبی غیردموکراتیک و فراقانونی صورت گرفت مصر وارد دوره جدیدی از بحران خواهد نمود. در این راستا بی شک اخوان و دیگر اسلام گرایان که مجموعه ای منسجم و بزرگ و در عین حال وزنه ای سنگین و عنصری مهم و تأثیرگذار در تحولات مصر هستند، نیز ساکت نخواهند نشست. از این روی به نظر می رسد تا مدتی مصر دستخوش نا آرامی هایی خواهد شد که فعلاً و تا زمانی که دولتی دموکراتیک و مبتنی بر رأی مردم بر روی کار نیامده است، نمی توان چشم انداز روشن و مشخصی برای آینده سیاسی این کشور متصور شد. بنابراین در اینکه آیا عزل مرسی از قدرت را که با تصمیم و دخالت ارتش صورت گرفت می بایست سرآغاز ورود این کشور به تونل تاریک و یا به منزله خروج این از بن بست به حساب آورد به پاسخ سوال های دیگری بستگی دارد: از جمله اینکه آیا اخوان المسلمین وضع موجود را در نهایت قبول خواهد کرد و یا برای برگرداندن دولت مرسی همچنان مقاومت خواهد نمود؟ یا اینکه نقشه راه ارتش درباره تشکیل دولت موقت تکنوکرات و تدوین قانون اساسی جدید تا چه اندازه عملی خواهد شد و سهم و جایگاه اخوان المسلمین و حزب عدالت و آزادی در این میان چقدر خواهد بود؟ پاسخ این سوال هاست که چشم انداز دور جدید تحولات مصر را مشخص خواهد کرد.

روگرفت از سایت شبکه خبر




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: شبکه خبر ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 17 تیر 1392 12:44 ق.ظ

یک کلمه حرف حق

شنبه 1 تیر 1392 12:39 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
آتش سوزان جهنم- توبه-چادر-آبپز-گرما-نسیم سرخ


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یک خاطره خنده دار از علامه جعفری

شنبه 1 تیر 1392 12:12 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

علامه جعفری می گفت تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم


«یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی، نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم
از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم»

 

13880825011


گفتند وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد
یه دفه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟

 

روشو که برگردوند دیدم زن من نیست بلافاصله بهم گفت:

« خیلی خری » 

حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه! 

زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش می کنم گفتش :

« نه فقط خودت پدر و مادر و جدو آبادتم خرند »

 

علامه میگن این داستانو برای مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید.

روگرفت از سایت خبر نو




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

محل زندگی امام زمان (عج)!!

شنبه 1 تیر 1392 12:04 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: حضرت مهدی ( عج ) ،

محل زندگی امام زمان (عج)!!

جزیره خضراء

درباره جزیره خضراء چه می دانید؟ آیا میان آن و مثلث برمودا ارتباطی هست؟ امام زمان (عج) چه ارتباطی به جزیره حضراء دارند؟!! با ما همراه باشید تا پاسخ این سؤال‌ها را بیابیم!

جزیره خضراء کجاست؟

مرحوم حاجی نوری می‌فرمودند که جزیره خضراء الان هم هست. این جزیره از بلاد اندلس یا اسپانیای کنونی به شمار می‌رود که جزیره‌ای بسیار سبز و خرم است و خضراء به معنای سبز اشاره به همین مطلب دارد. مهدی فاطمی از جمله والیان اندلس این جزیره را پایتخت حکومت خود قرار داد. او از جمله اسماعیلیان است که معتقد به آن هستند که امامت پس از امام صادق(علیه‌السلام) به اسماعیل پسر بزرگ ایشان انتقال یافته است و از این رو امامت امام هفتم موسی بن جعفر(علیهما‌السلام) و اولاد ایشان را قبول ندارند. مهدی فاطمی نیز از جمله ایشان است که به شیعیان واقفیه نیز مشهورند.

پس از مهدی فاطمی جزیره خضراء بر سر زبانها افتاد و دهان به دهان نقل شد.

 

مهدی فاطمی و مهدی (عج) فرزند فاطمه الزهرا (علیهاالسلام)

بعضی از جاهلان مهدی فاطمی را تبدیل کردند به حضرت مهدی بقیه الله(عج) و گمان نمودند ایشان در جزیره خضراء سکونت دارند. سپس جزیره خضراء را جزیره‌ای دانستند که چون محل زندگانی امام است!! کسی نمی‌تواند بدانجا برود و از این رو در جغرافیا به دنبال جزیره‌ای گشتند با این خصوصیت که کسی نتواند آنجا برود!!!

او امام ما و در کنار ما و حاضر و ناظر بر اعمال ماست پس چرا می‌خواهیم محل زندگانی‌اش را در جزیره‌ای دور افتاده میان دریاها و آنچنان مرموز و دست نیافتنی قرار دهیم؟!

جزیره خضراء و مثلث برمودا

امام زمان (عج)

مصداق جزیره خضراء را مثلث برمودا دانستند. زیرا محوطه مثلث برمودا در دریا در نزدیکی کوه مغناطیسی که دارای سنگ‌های مغناطیسی است قرار دارد و از این رو مثلث برمودا دارای قطب مغناطیسی در زیر دریاست که با قواعد ریاضی قابل سنجش می‌باشد. به علت وجود این قوه مغناطیسی در آن منطقه کشتی‌ها را به سوی خود می‌کشد و یا هواپیما را از آسمان به زمین می‌کشد و از این رو بسیار قوی است. مسلّماً این پدیده جغرافیایی فیزیکی که امری طبیعی بوده کاملاً بی ارتباط به امام زمان(عج) به معنای محل سکونت ایشان است و هیچ عاقلی چنین مطلبی را نمی‌پذیرد!!

اکنون که معلوم شد جزیره خضراء کجاست و چه تاریخچه ای دارد می‌توان به راحتی از اشتباهی تاریخی پرده برداشت که جهل و نادانی سبب شده است این سرزمین را با مثلث برمودا! یکی دانسته و جالبتر آن که آن جا را محل سکونت امام عصر خویش بدانیم!

 

محل سکونت امام ما

آنچه معلوم است و از روایات شریفه بدست می‌آید کسی نمی‌داند امام زمان(عج) در کدام منطقه سکونت دائمی دارند. بلکه بر اساس شواهد و قرائن بسیار ایشان در نقاط مختلفی دیده شده‌اند به طوری که بر اساس روایات صحیح در آخرالزمان با ظهور حضرت بسیاری از مردم انگشت به دندان می‌گزند که پیش از این نیز او را دیده‌اند!

او امام ما و در کنار ما و حاضر و ناظر بر اعمال ماست پس چرا می‌خواهیم محل زندگانی‌اش را در جزیره‌ای دور افتاده میان دریاها و آنچنان مرموز و دست نیافتنی قرار دهیم؟!

آیا دلیل این مسأله دوری ما از خود و غفلت ما از امام خود نیست که حضور نزدیک و ملموس او را درک نمی‌کنیم؟!!

اویی که زمین و زمان در تسخیر اوست و به فرموده حضرتش(عج) ما از حال شما غافل و بی خبر نیستیم!!

 

رادفر- کارشناس ارشد فلسفه اسلامی

گروه دین و اندیشه تبیان


منابع و مآخذ

1- فضایل و سیره چهارده معصوم در آثار علامه حسن زاده- عباس عزیزی

2- در آسمان معرفت- علامه حسن زاده

3- هزار و یک نکته- علامه حسن زاده

4- عصاره هستی- آیت الله جوادی آملی

5- سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی

6- اسماعیلیه- دکتر مهدی

7- دائره المعارف اسلامی- اسماعیلیه

8- حاشیه علامه شعرانی

روگرفت از سایت تبیان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1 تیر 1392 12:16 ق.ظ

مفاخر گورچین قلعه

جمعه 3 خرداد 1392 10:18 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
                                                                

 استادحسین پناهی

استاد حسین پناهی فرزند علی در سال 1344 در خانواده ای مذهبی در روستای گورچین قلعه از توابع بخش انزل شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود.تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستا طی و سپس جهت ادامه تحصیل به همراه خانواده عازم شهرارومیه گردید. دوران تحصیل ایشان در مقطع راهنمایی مقارن بود با اوج خروش انقلاب اسلامی با رژیم طاغوت که ایشان همگام با قشر عظیم دانش آموزان علیه رژیم طاغوت شروع به فعالیت انقلابی نمود .در سال 1361 با احساس مسئولیت برای دفاع از میهن اسلامی خود در سن 16 سالگی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده و در دوران دفاع مقدس به درجه رفیع جانبازی نائل آمد. و سپس در حین خدمت به ادامه تحصیلات عالیه خود در مقطع کارشناسی ( رشته اقتصاد بازرگانی ) پرداخت و از آنجایی که علاقه و انگیزه فراوانی برای کسب علم و دانش در خود احساس می کرد جهت تکمیل تحصیلات عالیه خود عازم تهران گشت و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته مدیریت گردید... از دیگر مفاخر روستای گورچین قلعه میتوان از سردار حسن کرمی  ( فرمانده محترم یگان ویژه پاسدارن ناجا )  - حجه الاسلام جعفر صادق طیب نژاد ( سپاه شهدای استان ) استاد علی فلاح (از نفرات برتر مسابقات قرآن کشوری ) - مهندس قنبر توسلی ( استاد دانشگاه آزاد و پیام نور ارومیه ) - استاد شیدایی - علی بقایی ( دادگستری استان ) مهندس خلیل محبت خواه ( رئیس راه و شهرسازی استان ) -  مهندس محمدسعیدی ( مخابرات استان ) - جانبازان  عربعلی شیدایی و سلمان فلاح و علی صدیقی و ... آزادگان نوری و شمس و پورنبی (  از یادگاران دفاع مقدس ) میتوان نام برد که در آینده  به معرفی آنها خواهیم پرداخت  .

.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 3 خرداد 1392 11:03 ب.ظ

مزار امیر کبیر کجاست ؟

یکشنبه 25 فروردین 1392 12:51 ب.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: متفرقه ،

" مقبره امیر کبیر کجاست ؟"

به راستی شما می دانید مقبره امیر کبیر کجاست ؟

مطمئن هستم که بسیاری از شما مانند من  از محل دقیق دفن امیرکبیر بی خبر هستید و تنها می دانید که امیر در کربلا به خاک سپرده شده است .

این که چرا و چگونه در آن زمان  با امکانات محدود ،  پیکر او را به کربلا بردند برای من نیز سوال است ، اما همانگونه که قبلاً گفته شده ،  چیزی که بیش از همه مایه شرمندگیست این است که اکثر ما  نمیدانیم  آرامگاه  این بزرگمرد ایرانی کجاست.

میرزا تقی خان امیرکبیر ، ستاره کم نظیر تاریخ ایران زمین ،  قهرمان ملی مبارزه با استعمار و نماد توسعه و آبادانی ایران بوده است ، او کسی است که خیلی از دولتمردان ما بمناسبت های مختلف از نام و روحیات و عملکرد او بهره می برند و او را مورد تجلیل و تکریم قرار می دهند .

بنده تاکنون سعادت نداشته ام به کربلا مشرف شوم  ولی به هر حال وظیفه دانستم تا در اینخصوص پاسخی بیابم و همگان از آن مطلع شوند تا  اگر مشرف شدید ثوابی از فاتحه ای که برای امیرکبیر خواهید خواند نصیب اینجانب شود.

در منابع و کتب مختلف آورده اند که ، دشمنی امثال آقاخان نوری و مهدعلیا و... و نادانی ناصرالدین شاه باعث شد تا در 20 محرم 1268 هجری قمری، امیرکبیر از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتی برکنار و چند روز بعد به کاشان تبعید شود. سرانجام به فرمان نامرد روزگار ناصرالدین شاه به دست نالایقی چون حاج علیخان مراغه‌یی معروف به حاجب‌الدوله به طرز فیجعی در حمام فین کاشان به لقاء حق برسد .  کالبد امیرکبیر  را پس از شهادتش ابتدا در همان کاشان دفن کردند.

به روایت میرزا جعفر حقایق نگار خورموجى روز بعد از قتل امیر کبیر  ، پیکر وی  را به گورستان «پشت مشهد» کاشان بردند و در جوار  قبر حاج سید محمدتقى پشت مشهدی که از علمای صاحب نام تشیع  بوده  به خاک سپردند.

چند ماه بعد، به پایمردى همسرش عزت الدوله کالبد امیرکبیر را به کربلا حمل کردند و در اتاقى که درب آن به سوى صحن امام حسین(ع) باز مى شود به خاک سپردند و این شعر حماسى پرسوز را بر سنگ گور او نقش کردند :

آه که در جهان دون، از صدمات این غما‎

عالم روز واپسین گشت عیان به عالما‎

 خاک ملال از جهان، رفت به هفتم آسمان‎

رفت به گلشن جنان، وارث آصف جما‎

 کارگشایى متقى، حارس ملک دین تقى‎

آنکه ز سهم اوشقى، شد به سوى جهنما‎

 بست چه بار زین سفر، روح امیر نامور

شد زمدار تا مدر، ماه صفر محرما

 هاتف رحمت خدا، خواند به گوش این ندا‎

کز در بندگى درآ، تا که شوى مکرما

مال وفات او زغم، کلک سرور زد رقم

گفت که بى زیاد و کم آه امیر اعظما

 حجت الاسلام و المسلمین آقای احمد زمانی که از اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه می باشند در وب سایت خود به نشانی http://www.ahmadzamani.ir/113 در قسمت پایانی بخش سوم  سفرنامه کربلا اشاره ای به محل دقیق آرامگاه امیرکبیر داشته اند که عیناٌ اینچنین است :

 " در حجره هاى اطراف صحن حرم مبارک سیدالشهدإ(ع) بسیارى از بزرگان و مراجع دینى و چهره هاى دینى ـ سیاسى مدفون گشته اند و در پناه مولاى خویش آرمیده اند.

از جمله قبر مرحوم آیت الله میرزا محمدتقى شیرازى (متوفاى ۱۳۴۰ ه .ق) و همچنین قبر امیرکبیر (صدراعظم ناصرالدین شاه)، در مقبره اى درقسمت شرقى صحن مطهر قرار دارد.

تا اینجا مشخص شد که محل دقیق آرامگاه این اندیشمند غیور ایرانی کجاست . اما چند سوال و سخنی با مسئولین کشورمان.

_ ارزش و شأن و موقعیت امیرکبیر در تاریخ ایران و دستگاه دولتی ما چقدر است ؟

- تاکنون برای احیاء و بازسازی قبور اینگونه مردان نامی کشورمان که در کربلا مدفون هستند چه اقدامی صورت گرفته؟

- آیا اطلاع رسانی در مورد قبور این عزیزان برای زوار انجام می گیرد ؟

-وظیفه دولت کشورمان در این خصوص چیست؟

پیشنهاد می کنم  توجه به اینکه محل شهادت امیرکبیر در کاشان بوده ، سازمان میراث فرهنگی کشور و  شهرداری کاشان عهده دار بازسازی و مرمت آرامگاه این جاودانه مرد ایرانی شوند.

* * * * * * *

کلام آخر ،  روایتی از امیر

سیاست امیر در کلاسِ درس

معروف است سُفَرای روس و انگلیس و عثمانی، قوسِ صعودِ امیر را که دیدند وقتی برای او پیغام دادند که ایران به خودی خود نمی تواند حدود خویش را نگاه دارد و باید به دستور دُوَل همجوار رفتار کند.

امیر مجلسی فراهم آورد و پنج صندلی گذارد و آن ها را وعده خواسته یک صندلی را بالای مجلس خالی گذارد و چهار صندلی را خود و سه سفیر نشست.

آن گاه فرمود: درست سخنی گفته اید. ما هم محتاج معلمی هستیم، اما چون قوانین شما مختلف است، ما از یک دولت بیش نمی توانیم بپذیریم. حالی از شما سه نماینده یکی را انتخاب کنید از خود برای معلمی ما و روی آن صندلی نشسته و هر چه قانون دولت متبوعه اوست بگوید ما می شنویم. هرسه به هم نظر کردند و به وا سطه رقابتشان به همدیگر راضی نشده صرف نظر کردند.

علاقمندان می توانند مطالب کاملتری درباره امیرکبیر را  در  ادامه مطلب بخوانند .

 

 


امیرکبیر

 

(گردآورنده: محمد جواد آهنگر)

 

 http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=5773&id=58108

 

اشاره

 

حدود سال 1222 هجرى قمرى، محمدتقى به دنیا آمد. پدرش، کربلایى محمد قربان بود که در خانه قائم مقام فراهانى آشپزى مى کرد. محمدتقى با فرزندان قائم مقام بزرگ شد. زیردست قائم مقام، منشى گرى آموخت و در علم و ادب پرورش یافت. در 42 سالگى به صدارت دربار ناصرالدین شاه رسید. سه سال و اندى صدراعظم ایران بود و سرانجام از صدارت عزل شد و چهل روز بعد در کاشان و به دستور ناصرالدین شاه به شهادت رسید.

 

این مقاله یادکردى است از آن مرد بزرگ؛ کسى که همواره مى کوشید و از این همه تلاش، چشم داشتى جز نیک بختى ملت خویش نداشت. او آموخته بود هر جا کمبودى مى بیند، براى رفع آن بکوشد و آنچه را با رنج بسیار به دست آورده است ـ و در صرف آن براى آرامش و رفاه خود حق دارد ـ به خاطر آسایش و آرامش ملت خود مصرف کند. مردى که هربار دست به اقدامى زد، میلیون ها ایرانى، مغرورتر نفس کشیدند.

 

شخصیت امیر

افزون بر ویژگى هاى دینى، منش رفتارى و ویژگى هاى اخلاقى هر فرد، ساخته دوران پرفراز و نشیب زندگى اوست. خانواده اى که در آن تولد یافته است، دوستانى که هم بازى اش بوده اند، معلمانى که تربیتش کرده و مردمانى که با او سروکار داشته اند، همگى بر شخصیت انسان اثرگذارند.

میرزا تقى خان امیرکبیر، آشپززاده اى است که خدمت کار قائم مقام فراهانى بود. گرچه به ظاهر از مردم محروم و فرودست ایران بود، ولى این امتیاز را داشت که در جمع یکى از بهترین و اصیل ترین خاندان آن روز ایران تربیت یابد. هم خواسته هاى توده مردم را مى دانست و هم با افکار بزرگان مملکت آشنا بود. رنج و زحمت مردم را تجربه کرده و رفاه سردمداران را به چشم خود دیده بود. او با لیاقتى که از خود نشان داد، در کنار فرزندان قائم مقام آموزش دید. ازاین رو، هرگز به مردمش خیانت نکرد و مصلحت آنان را بر همه چیز مقدم داشت. مدیرى کاردان، سیاست مدار، میهن پرست و مردم دوست و مردى از جنس مردم، با اندیشه اى در خدمت مردم بود.

 

امیر از نگاه بیگانگان

منشى سفارت انگلیس در تهران، شخصیت امیر و کردارش را چنین توصیف مى کند: «امیر نظام به کسى قول نمى دهد، اما وقتى انجام کارى را وعده مى دهد، باید به سخنش اعتماد کرد و انجام آن کار را محقق شمرد. امیر نظام به کلى فراتر از آن بود که کسى بتواند او را به رشوه بفریبد. روزها و هفته ها مى گذشت که از بام تا شام کار مى کرد و نصیب خود را همان وظیفه مقدس مى دانست. دشوارى ها و نیرنگ ها نیز او را از کار، سست و دل سرد نمى ساخت. اگر امیر نظام در همه نقشه هایش کام یاب نگردید، کاستى از دانایى و نیروى کارش نبود؛ تقصیر از آنان بود که در یارى او کوتاهى کردند».

 

مبارزه با رشوه

فساد مأموران حکومتى و گسترش رشوه گیرى، میوه تلخ حکومت فاسد و ضد مردمى است. از سوى دیگر، بازگذاشتن دست چنین مأمورانى در تجاوز به حقوق مردم، نشانه ناتوانى رهبران کشور است. امیرکبیر کوشید تا پایه هاى نظمى قوى را استوار سازد و بساط فساد و رشوه خوارى را برهم زند؛ چراکه تا پیش از آن، رشوه گیرى و باج خواهى، عادت روزانه درباریان شده بود.

یکى از مستشاران انگلیسى مى گوید: «از خصلت هاى ناپسند ایرانیان، «مداخل» است. این واژه به گوش ایرانیان بسیار خوشایند است. مأموران دولت تنها با مداخل خوش حال مى شوند. مقررى آنان، چندان مورد توجه نیست و تنها مداخل یک شغل است که تمام حواس آنان را به طرف خود جلب مى کند... میرزا تقى خان، کسى نبود که اسم مداخل و رشوه پیش او برده شود. این مرد بى طمع، تمام اصول و رشته هاى ناپسند را برهم زد و از بین برد و ارتکاب آن را به کلى ممنوع کرد».

 

روشن فکر دین دار

همان اندازه که تعصب خشک و دین دارى کورکورانه، جامعه را از ترقى بازمى دارد، بى توجهى به سنت هاى دینى و ملى نیز کشور را دچار بى هویتى و بیگانه پرستى مى کند. مردان موفق، افرادى هستند که با تکیه بر فرهنگ دینى و ملى خویش و با کمک گرفتن از الگوها و ابزارهاى مورد نیاز ـ اگرچه از بیگانگان به دست آمده باشند ـ جامعه را به سوى آبادانى هدایت مى کنند. امیرکبیر نمونه برجسته از این گونه انسان هاست. زمانى که فرمانده سپاه اَرزنةُ الروم از او مى خواهد تا براى مدت اندکى لباس ترکان عثمانى را بپوشد و از حمله اوباش در امان بماند، با تندى پاسخ مى دهد: اگر سر از تنم جدا سازند، لباسى را که مخصوص ایرانیان است، از تن بیرون نمى آورم.

امیرى که براى حفظ سنت هاى کشور خویش چنین سخت گیر بود، به دستاوردهاى غرب هم توجه داشت و از بررسى پیشرفت هاى آنان غافل نبود. ازاین رو، مردم را تشویق مى کرد که پیشرفت هاى غربیان را مطالعه کنند و براى یادگیرى دستاوردهاى روز غرب، کمر همت ببندند.

 

توطئه انگلیس

زمانى که کشورهاى استعمارگر، فردى را مانع رسیدن به اهداف خود بدانند، از هر وسیله اى براى کنار زدن او استفاده مى کنند؛ پیمان دوستى، رشوه، تهدید، بدنام کردن و در نهایت، قتل. امیرکبیر سدّ استوارى بود که سعى داشت هیچ روزنه اى براى دست اندازى استعمارگران به ثروت ایران باقى نگذارد.

سفیر انگلستان چندین بار به امیر پیشنهاد رشوه داده بود، ولى امیر، هیچ کدام را نپذیرفت و همین موضوع، خشم سفیر را برانگیخت. سفیر بارها گفته بود: «پول هایى که براى رشوه به امیر پیشنهاد کردند و ایشان نپذیرفت، صرف کشتن وى کردند.» سرانجام نیز دسیسه هاى انگلیس و جیره بگیرانش در دربار، بزرگ مردى را به کام مرگ فرستاد که شهادتش، مُهر ننگى بر پیشانى دشمنان زد و زندگى اش، سند افتخارى شد در دستان ملت.

 

امیرکبیر و صنعت

در عصرى که نهضت صنعتى در اروپا به اوج خود نزدیک مى شد، عقب ماندگى کشورهایى مانند ایران، آشکارتر از گذشته رخ مى نمود. اگر بخواهیم اقدامات امیرکبیر را برشماریم، از توجه فراوان امیر به صنعت نباید غافل باشیم. سیاست کلى امیر بر پایه توسعه صنعت و پیشرفت کشاورزى استوار بود. سعى او افزایش تولید ایرانى و کاهش واردات بود. امیر، کارخانه هاى شکر، پارچه بافى، کاغذسازى، فلزکارى، بلور، چینى سازى و... را در شهرهاى ایران راه اندازى کرد.

او دستور داد دستگاه هاى جدید را به ایران آورند و از مهندسان و صنعت کاران اروپایى بخواهند تا صنایع گوناگون را در ایران آموزش دهند. معادن، شناسایى شد و استخراج فلزات، آغاز گشت. امیر در ترویج و تشویق صنعت گران آن قدر اصرار داشت که عهد بسته بود به هر فردى که هنر بدیع و صنعت تازه اى بیاورد، پاداش خوبى خواهد داد.

 

رونق کشاورزى

امیرکبیر اعتقاد داشت که یک کشور مستقل، باید همه چیز را در داخل سرزمین خود تأمین کند. او براى رونق کشاورزى، گام هاى زیادى برداشت. آنچه او انجام داد، شروع حرکتى بود که در آینده باید سامان مى یافت. برخى از مهم ترین اقدامات وى براى بهبود وضعیت کشاورزى عبارتند از: ایجاد امنیت براى کشاورزان، تشویق آنان به صنعتى کردن مسیر تولید، کم کردن مالیات، ساخت سدّ ناصرى بر رودخانه کرخه و دو سد دیگر در گرگان و قم.

 

بهداشت

اجتماعى که دچار بیمارى هاى جسمى و روحى است، طعم آرامش را نخواهد چشید. بى توجهى به سلامت و بهداشت، گسترش بیمارى ها را در پى دارد. مردمى که در فقر و آلودگى رشد مى کنند، رنگ آسایش و پیشرفت را نخواهند دید. امیرکبیر که خود از میان مردم برخاسته بود و با رنجشان آشنایى دیرین داشت، ابتکار زیادى براى بالا بردن سطح بهداشت عمومى به خرج داد. وى آبله کوبى را در ایران عمومى ساخت و به دستور او کتاب هاى لازم در این زمینه به فارسى ترجمه و چاپ شد. آبله کوبان را با حقوق کافى، استخدام کرد و به شهرهاى گوناگون فرستاد. مبارزه با بیمارى وبا، ساخت نخستین مریض خانه هاى دولتى، تعلیم پزشکان، نظافت شهر و گردآورى بیماران از سطح شهرها، از اقدامات دیگر امیر در این راستا هستند.

 

امیر علم دوست

توجه به علم و ادب و فراهم آوردن محیط لازم براى گسترش دانش، نخستین برنامه براى بالا بردن فهم و درک مردم است. آنچه از امیرکبیر، چهره اى روشن فکر و اندیشمند ساخته، توجه او به علم و فرهنگ بوده است. او در عصرى که کتاب، مهم ترین وسیله دانش اندوزى و تولید اندیشه بود، دست به ابتکارهایى زد که ارزش آنها را امروزه به خوبى مى توان دریافت.

در دوران صدارت او، کتاب هاى فراوانى از اروپا به ایران آورده شد که در زمینه هاى گوناگونى نوشته شده بودند. کتاب هایى درباره علوم طبیعى، صنعت، زراعت، تجارت، اقتصاد، سیاست، قوانین معدن شناسى، تربیت حیوانات اهلى و خانگى، پرورش درختان صنعتى و میوه، باغبانى، نظام لشکرى و فنون جنگ، طب، دام پزشکى و... . افزون بر این، امیر 323 نقشه جغرافیاى جهان را یک جا به ایران آورد.

میرزا تقى خان کتاب خانه اى در کنار مدرسه دارالفنون تأسیس کرد تا دانش آموزان با علوم مورد علاقه خود آشنا شوند. راه اندازى چاپ خانه مدرسه دارالفنون هم از کارهاى اندیشمندانه امیر بود که چاپ کتاب ها را آسان تر، سریع تر و ارزان تر مى کرد. در هیچ دوره اى از تاریخ قاجار، چنین رویکردى به علم وجود نداشت و چنین ستایش مندانه براى خودکفایى علمى گام برداشته نشد.

 

امیر مقتدر

امیرکبیر، فروش شراب را قدغن کرده بود. روزى غلام سیاهى به خانه یک ارمنى رفت و شراب خواست. ارمنى نپذیرفت. غلام اصرار کرد و به تهدید ارمنى پرداخت. ارمنى که جرئت سرپیچى از دستور امیر و فروش شراب را نداشت، سرکه شیره را با آب مخلوط کرد و به غلام فروخت. غلام تمامى آن را یک باره سر کشید و شروع به عربده کشى و آزار مردم کرد. غلام را گرفتند و نزد امیر آوردند. امیر دستور داد تا ارمنى را بیاورند و تنبیه کنند. ارمنى قصه را بازگفت که من سرکه شیره به او فروختم، نه شراب. غلام با خشم گفت: چرا این را نگفتى که من بدمستى نکنم؟ امیر که ماجرا را فهمیده بود، خندید و ارمنى را مرخص کرد و غلام را گوشمالى داد.

 

دارالفنون

پرورش مردان صاحب اندیشه و صنعت گر، نه تنها نیازمند استادانى باتجربه است، بلکه بدون ایجاد مراکز مناسب و سازمان دهى درست، تحقق نمى یابد. امیرکبیر از سال ها پیش از صدارت خود، در تلاش بود تا مدرسه اى تأسیس کند. او قصد داشت دانش آموزانى را در علوم گوناگون تربیت کند و ایران را در مسیر شکوفایى قرار دهد. سرانجام در سال 1266 هـ . ق ساخت مدرسه اى را آغاز کرد و آن را «دارالفنون» نامید.

از آنجا که امیر نیز مانند مردم ایران از انگلیسى ها و روس ها تنفر داشت، به استخدام معلمان اتریشى پرداخت. مدرسه دارالفنون با نُه استاد اتریشى در رشته هاى مهندسى، تاکتیک نظامى، توپ خانه، سواره نظام، معدن شناسى، طب و دواسازى، با حضور صدوپنجاه دانش آموز، زمانى شروع به کار کرد که سیزده روز قبل از آن، امیرکبیر را در باغ فین به شهادت رسانده بودند و او نتوانست ثمره تلاش هاى خود را در راه اندازى دارالفنون ببیند.

 

وقایع اتفاقیه

بالا بردن سطح آگاهى جامعه و رشد فرهنگى مردم، بهبود زندگى آنان را در پى دارد. دوره سلطنت قاجارها چنان مردم را در تنگ دستى و نادانى قرار داده بود که کمتر کسى گمان مى کرد امیرکبیر بتواند تأثیر عمیقى بر فرهنگ مردم به جا بگذارد.

یکى از اساسى ترین اقدامات او براى افزایش اطلاعات و آگاهى جامعه، انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه بود. گرچه پیش از آن، روزنامه هاى دیگرى به زبان فارسى منتشر شده بودند، ولى هیچ کدام موفقیت روزنامه وقایع اتفاقیه را به دست نیاوردند. رویکرد مردم به این روزنامه، چنان رو به فزونى نهاد که حتى ایلات و عشایر نیز مبلغى براى اشتراک این روزنامه مى پرداختند تا آن را مطالعه کنند. چگونگى ترقى دولت هاى اروپایى، رشد صنعت در آنها و اکتشافات جدید، مهم ترین مطالبى بود که در این روزنامه به صورت دنباله دار چاپ مى شد.

یکى از نمایندگان انگلیس در ایران مى نویسد: «تأسیس این روزنامه، نشانه اى است از عزم راسخ امیر بر ترقى ایران و روشن گردانیدن افکار هم وطنانش».

 

وابستگى به بیگانه، هرگز!

ایران، سال هاى فراوانى را به یاد دارد که بیگانگان به سرمایه هاى ملى آن دست اندازى و در سرنوشت ایرانیان دخالت مى کردند. دوران قاجارها نیز با زورگویى هاى انگلستان و روسیه همراه بود. میرزا تقى خان امیرکبیر از مخالفان گسترش نفوذ تاراج گرانه بیگانگان در ایران بود. او حامى استقلال ملى بود و در برابر خواسته هاى نابجاى بیگانگان، سرسختانه مقاومت مى کرد. ازاین رو، مى کوشید از دادن هرگونه امتیازى به این کشورها پرهیز شود.

ایجاد رابطه با کشورهایى همچون اتریش، ایالات متحده، فرانسه و آلمان، سیاست دیگرى براى محدود کردن وابستگى به دو دولت انگلستان و روسیه بود. یکى از نمایندگان انگلیس مى گوید: «سعى من و کوشش نماینده روسیه و تلاش مشترک ما، همگى باطل است. کسى نمى تواند میرزا تقى خان را از تصمیمش بازدارد».

 

حقوق شاه و درباریان

مفت خورى، عیش و نوش، شهوت رانى و ثروت اندوزى، مهم ترین ویژگى شاهزادگان قاجارى بود. شاهزادگانى که براى خوش گذرانى هاى خود، به سرمایه هاى ملت چوب حراج زده و بر فقر و گرسنگى مردم، چشم بسته بودند. فساد مالى و خرج هاى سنگین دربار قاجار، مهم ترین دلیل نفرت مردم از سلطنت آنان بود. هدیه هاى بى حسابى که از خزانه به دوستان و آشنایان مى دادند، مسافرت هاى پر خرج و ول خرجى هاى کلان آنها، روز به روز بیشتر مى شد.

میرزا تقى خان امیرکبیر، مردى نبود که بى عدالتى را تاب بیاورد. گرچه صدارت کوتاه او فرصتى نبود که بتواند فساد مالى را ریشه کن کند، ولى با شجاعت تمام، حقوق و مزایاى درباریان، شاهزادگان و حتى ناصرالدین شاه را کم کرد. امیر چنان بنیان منظم و محکمى براى خزانه کشور بنا نهاد که سال ها پس از وى نیز دست فرصت طلبان از ثروت و ملت، کوتاه بود.

 

نقشى بر دیوار

لحظه اى که امیر روى صحن حمام فین نشسته بود و فوران خون خویش را تماشا مى کرد، مانند همیشه آرام، متین و در تفکرى عمیق بود. ناگهان همچون فردى که چیزى به یاد آورده، از جا برخاست و دست خون آلود خود را بر دیوار گذاشت؛ گویا مى خواست چیزى بنویسد. شاید امیر به یاد مرگ مربى خود ـ یعنى قائم مقام ـ افتاده بود که او نیز به دست محمدشاه ترور شده بود و در لحظه جان دادن بر دیوار نگارستان نوشت:

 

روزگار است این که گه عزت دهد، گه خوار دارد          چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد

 

عده اى گفته اند که امیر نیز بر دیوار، متنى نوشت، ولى خوانده نشد و برخى گفته اند که خوانا هم بوده، ولى به نفع خاندان قاجار نبوده و آن را محو کرده اند. یک اروپایى که به ایران سفر کرده بود، گفته است که جمله لا اله الا الله بر دیوار نوشته شده بود.

از تمام شایدها که بگذریم، آنچه مى توان به یقین گفت، سخن کُنت دوگوبینوى فرانسوى است. او مى نویسد: «به هر حال، اگر بخواهیم پى ببریم که آن نقوش چه بوده یا در مضمون آن خط چه نوشته، مى توانیم بگوییم که مُهر بدبختى دولت و ملت ایران بوده که بر پیشانى کشور نقش مى بست و سند ننگ تاریخى و ابدى دوران سلطنت ناصرالدین شاه بود که براى همیشه در صفحات تاریخ به یادگار مى گذاشت».




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: صاف وساده ... ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 25 فروردین 1392 01:03 ب.ظ

شرمنده شهدای بحرین

جمعه 25 اسفند 1391 01:44 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: دینی و مذهبی ،
شرمنده خون شهدای شیعه بحرین هستیم

 درواپسین روزهای سال گذشته شمسی بود که اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه با هشدار به رژیم آل سعود درباره اعزام نیروی نظامی به کشور بحرین گفت:«ما نمی خواهیم که شاهد درگیری های مذهبی بین مسلمانان و وقوع یک کربلای دیگر باشیم»، اکنون اما این کربلا با همدستی و هم داستانی «شیوخ نفتی» بر قرارشده و ندای حق طلبی و «هل من ناصر ینصرنی» ملت بحرین می رود.



تا ناشنیده گرفته شود زیرا «مرزها»، مرزهای جعلی که روزگاری بریتانیا براین پهنه کشید، سنگ ها را بسته و سگ ها را رها ساخته تا نتوانیم آنچنانکه شایسته و بایسته است به یاری آنکسی بشتابیم که باید برویم.
باید به گونه ای دیگرنوشت ، باید به گونه ای دیگرسخن گفت، فراتر از
چارچوب های عادی و عرفی ودیپلماتیک، بی پروای این وبی خوف از آن، چنانکه گویی محشری است وابا عبدالله الحسین(ع) پیشاپیش ما و چشم در چشم ما ایستاده و ما مغموم که یا مولا بازهم نشنیده ایم ندای هل من ناصر تو را و خلف شایسته ات را که گفت:«کل یوم عاشورا، کل ارض کرببلا، کل شهرا محرم».
ما چه باید بکنیم؟ به عرف دیپلماسی امروز گردن نهیم یا گردنمان را
درمحشرپیش سیدالشهدا(ع) کج کنیم؟ کدام درست است؟ تاکی باید خار در چشم واستخوان در گلو بمانیم؟
اگر برای آل سعود و آل خلیفه و خلیفه های خلاف کاردیگر، حفظ چاه های نفت ارزش اینهمه قصاوت را دارد چرا حفظ آرمان های ما نباید ارزش شهادت را داشته باشد؟
بحرین امروز چیزی بیشتر از تلفن و پیغام و پسغام نیاز دارد، باید انرژی
بیشتری گذاشت، باید کار دیگری کرد، باید راه دیگری جست.
مبادا مرزها به ما خیانت کنند، مبادا مرزها ما را به قلمرو یزید ببرد،
مبادا مرزها ما را شرمنده سیدالشهدا کند،
ما شرمنده ایم سید، ما شرمنده ایم سالار،
ما نمی دانیم چه باید بکنیم،
ما می دانیم چه باید بکنیم ولی نمی توانیم،
قوانین قشنگ دنیای زشت امروز خیلی ظالمانه است سید،
ما اسیرقوانین شده ایم و چون بازماندگان نینوا از پی قافله کربلا به شام
سیاه زمان خود روانیم،
و نمی دانیم تو چگونه به ما خواهی نگریست،
اینجا لشکر شمر مجهزتر از دیروز خون خدا را بر زمین می ریزد و آب دردل
یزید تکان هم نمی خورد،
ما مانده ایم و داغ مکررکربلا،
ما مانده ایم و بهتان کارهای نکرده ،
ای کاش همه آنچه شورای سفیان های خلیج فارس می گفتند واقعیت داشت و ما به
طور کامل در آنجا دخالت می کردیم تا لااقل شرمنده تو نباشیم سالار،
افسوس کاری نمی کنیم ولی تهمت را می خوریم،
و این پرده دیگری از تزویرهای مدرنی است که دنیای ما را می سازد و آخرت
ما را به سایه می برد،
ای کاش می شد مرزها را کناری نهاد و دلها را به یاد کربلا جلا داد،
ای کاش می شد...

روگرفت از سایت خبرگزاری عصر امید




دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: عصر امید ،
آخرین ویرایش: - -

شهید ادواردو آنیلی

پنجشنبه 19 بهمن 1391 02:03 ق.ظ

نویسنده : مهدی صدیقی
ارسال شده در: دینی و مذهبی ،

در بازگشت از حرم امام رضا(ع) از او پرسیده بودند که از امام چه خواستی؟ وی گفته بود: «از او خواستم قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند.» در سفر مشهد دوستانش او را به کوه‌سنگی هم می‌برند. ادواردو پس از مشاهده تفریحگاه‌های بسیار در مشهد می‌گوید: «در ایتالیا شهری بود که به عنوان مرکزی مذهبی شناخته می‌شد، کسانی که مخالف آن محل مذهبی بودند، کوشیدند تا با پدید آوران تفریحگاه‌های بسیار پیرامون شهر، چهره شهر را دگرگون کنند و شما مراقب باشید که مشهد را تنها با نام امام رضا(ع) بشناسند.»

ادواردو آنیلی تا 10 - 15 سال پیش شخصیت ناشناخته‎ای برای ایرانیان بود. بیشترین خبری که در این‎باره شنیده بودند این بود که مالک باشگاه فوتبال مطرح یوونتوس یک میلیاردر ایتالیایی به نام آنیلی است. اما با شهادت ادواردو برخلاف میل و تصور دشمنان او، نام و آوازه‎اش جهانی شد و در ایران برای او مجالس زیادی برگزار کردند، فیلم ساختند و کتاب نوشتند. ماجرای مسلمان شدن، پذیرش تشیع، سفر به ایران و دیدار با محبوبش امام خمینی و سرانجام مبهمی که پیدا کرد، همه در رسانه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه گزیده‌های مهمی را در رابطه با او می‌خوانید.

ادورادو آنیلی و خانواده‌اش که بودند؟

جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا است. مادر ادواردو یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده می شود. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باورند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است. پس از این ازدواج، یکی از عموهای ادواردو فوت می­ کند. نکته جالب دیگر این است که خواهر ادواردو نیز با یک خبرنگار یهودی به نام "الکان” ازدواج می‎کند و از او چهار بچه دارد. بدین ترتیب به نظر می­ رسد پیوند این خانواده با صهیونیست­ ها محکم و محکم ­تر می­ شد.
ادواردو آنیلی در 9 ژوئن 1954 در نیویورک متولد شد. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به کشورمان با آیت­ الله خمینی دیدار کرد و به اسلام و تشیع گروید.

ادورادو و اسلام

ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون ” نیویورک بود. خودش هم متولد نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این‎‎ها او را قانع نکرده بود. در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاده و چند آیه از آن را می‎خواند و احساس می‎کند این نمی‎تواند کلام بشر باشد. قرآن را کامل می‎خواند و تصمیم می‎گیرد مسلمان شود؛ بدون این‎که نیاز به مشورت با کسی را احساس کند. به یک مرکز اسلامی در نیویورک می‎رود و آن‎جا می‎گوید من می‎خواهم مسلمان شوم، شهادتین را می‎گوید و آن‎جا نامش را "هشام عزیز ” می‎گذارند.

دکتر قدیری ابیانه که از نزدیک ترین دوستان ادورادو آنیلی بود، درباره رابطه خودش با او و همچنین شیعه شدن ادواردو اینگونه می گوید: «در دهه فجر انقلاب و در شهریور ۱۳۵۸ به‎عنوان رایزن مطبوعاتی مشغول به کار در سفارت ایران در ایتالیا شدم؛ در حالی‎که هنوز دانشجو بودم. شش ماه قبل از جنگ ایران و عراق در فروردین ۱۳۵۹ من را دعوت کردند برای شرکت در مناظره‎ای با مسئولین مطبوعاتی سفارت‎خانه‎‎های آمریکا، عراق، یک خبرنگار ایتالیایی و یک مجری در شبکه دو تلویزیون ایتالیا. این زمانی بود که به‎خاطر مسئله گروگان‎گیری‎‎ها اخبار ایران در اوج رسانه‎‎ها بود. گفتم حاضر به مناظره با دیپلمات‎های آمریکا نیستم، مگر این‎که هر دو طرف به‎عنوان خبرنگار برویم. عنوان برنامه به‎نظرم "بحران خلیج‎فارس، خطری برای جهان ” بود. من آن مناظره را این‎گونه آغاز کردم: به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام خداوند قوی‎تر از ناو‎های آمریکا و بعد گفتم من این عنوانی را که شما برای برنامه انتخاب کردید، قبول ندارم. من می‎گویم "سلطه‎گری آمریکا خطری برای جهان ” و مناظره را شروع کردم. من پیروز مطلق این مناظره بودم. بر حسب اتفاق، ادواردو این مناظره را دیده و خوشش آمده بود. یک هفته بعد ادواردو آمد منزل ما، با یک موتورسیکلت گازی دست دوم، بدون این‎که خودش را معرفی کند؛ به نگهبان در منزل ما که ایتالیایی بود، گفته بود می‎خواهم آقای "قدیری ” را ببینم. در آن زمان من خیلی مشغله داشتم. برای همین گفتم به او بگویید فردا به سفارت بیاید تا با هم صحبت کنیم. ولی چون ممکن بود در آن‎جا او را بشناسند، نمی‎خواست به آن‎جا بیاید. بنابراین پیغام داد به قدیری بگویید خداوند هر در بسته‎ای را می‎گشاید و من به محض گرفتن این پیغام گفتم، او را به داخل راهنمایی کنید. به استقبالش رفتم. او جوان قدبلندی بود. خواستم خودش را معرفی کند. گفت من ادواردو آنیلی هستم. من بدون آن‎که انتظار جواب مثبتی داشته باشم، پرسیدم شما با آن خانواده معروف آنیلی نسبتی دارید؟ گفت بلی، من پسرش هستم. گفتم تو اگر واقعا پسر آنیلی هستی پس چرا با این موتور دست دوم آمده‎ای؟ گفت این مال نگهبان‎مان است و من با این آمده‎ام تا شناخته نشوم. من مصاحبه شما را دیدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدی؟ گفت چهار سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت. می‎خواست که با هم دوست باشیم. از آن به بعد هر وقت که به شهر رم می‎آمد – منزلش در شهر تورینو بود – به من هم سر می‎زد. بعد از چند جلسه که با هم بودیم، شیعه شد. وقتی برایش راجع به تشیع توضیح دادم، خوشش آمد. بعد از شیعه شدن و ذکر شهادتین در نزد آقای فخرالدین حجازی، نام او را "مهدی ” گذاشتیم. بار اول که به ایران آمد، خدمت حضرت امام (ره) رفت. در آن ملاقات، حضرت آیت‎ا… خامنه‎ای، آقای هاشمی، سیداحمد خمینی و فخرالدین حجازی حضور داشتند و این دوست ایرانی ما که الان در مشهد است و نمی‎خواهد اسمش را ببریم و دوست ادواردو نیز بود، کار ترجمه را بر عهده داشت. این دوست مشترک‎مان بعد‎ها گفت که بعد از دیدار با امام به نماز جمعه رفتیم که ادواردو در صف اول بود. بنابراین من پیگیری کردم تا عکس‎‎‎ها و فیلم‎‎های مربوط به آن نماز را که ادواردو در آن حضور داشت، پیدا کنم. بعد از پخش فیلم و عکس‎‎های نماز جمعه، ایتالیایی‎‎ها موضوع را انکار کردند و روزنامه‎‎های اصلاح‎طلب هم همین‎طور. این همسویی آن‎‎ها در این زمینه با غرب شگفت‎انگیز است. البته از کسانی‎که می‎خواهند جوانان ما از دین دور شوند و حکومت دینی نباشد و الگوی‎شان نیز جوامع غربی است، بعید نیست.



در این سفر او به مشهد، برای زیارت امام‎رضا رفت. وقتی یکی از دوستان او را به یک شهربازی که به‎تازگی در آن‎جا ساخته شده بود برد، به او گفت که مراقب باشید که مشهد جنبه مذهبی خودش را حفظ کند؛ چراکه لاییک‎‎ها برای آن‎که جنبه مذهبی شهر‎های مذهبی را بگیرند، مراکز تفریحی متعددی در آن‎جا ساختند؛ به‎طوری که در اذهان جنبه تفریحی این شهر‎ها برجسته‎تر از جنبه مذهبی آن شد. مراقب باشید مشهد هم دچار این بحران نشود. در آن‎جا به‎شدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفته بود و می‎گفت که من وجود امام رضا را حس می‎کردم. وقتی از او پرسیدم از امام رضا چه‎چیزی خواستی؟ گفت: خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند.»




فشارهای وارده بر ادواردو


حسین عبداللهی از صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف می کند. او می گوید: "ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت." حسین می گوید: "یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند."


تصویر ادواردو و حسین عبداللهی

خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.

خودکشی یا شهادت؟!

ادوارد، جانشین بزرگترین سرمایه‌دار ایتالیا و فرزند آنیلی‌ها، از بسیاری از اسرار کشورش و سازمان‌های مافیایی و صهیونیستی آگاه بود و اکنون با مسلمان شدن و طرفداریش از انقلاب اسلامی بسیار خطرناک می‌نمود؛ به ویژه آنکه علیه سلمان رشدی در ایتالیا فعالیت می‌کرد، جنایت صهیونیست‌ها را در فلسطین اشغالی محکوم می‌نمود و برای این کارها حتی با نخست وزیر و رییس جمهور ایتالیا هم تماس تلفنی می‌گرفت. وی نگران سوء‌قصد از سوی صهیونیست‌ها بود و به رایزن مطبوعاتی ایران در ایتالیا گفته بود که «آن‌ها سرانجام او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و آن جنایت را به خودکشی، حادثه نابهنگام و یا بیماری نسبت خواهند داد.» حتی او را به زور و به صورت پنهانی در بیمارستانی ویژه میلیاردرها در نزدیکی مرز سوییس که همه پزشکان و پرستارانش یهودی بودند، بستری کرده بودند. سرانجام، همان‌گونه که خود ادواردو پیش‌بینی کرده بود، در ۲۵ آبان ۱۳۷۹ در ماجرایی ساختگی و در سن ۴۶ سالگی او را به شهادت رساندند؛ وی در آن روز برای انجام کارهای روزانه خود از منزل خارج شده بود. پیش از بیرون رفتن، به آشپز خانواده سفارش غذای دلخواهش که از گوشت حلال بود، داد، اما ساعتی بعد پیکر بی‌جان او در کنار رودخانه و زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد. در آن روز، فرانکلینی، معاون شبکه حمل و نقل تورینو ساوونا، به هنگام گشت‌زنی روزانه‌اش، به فیات کرومای خاکستری ‌رنگی برخورد که روی پل رومانو بدون سرنشین پارک شده بود؛ چراغ راهنمای ماشین روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فکر می‌کند که خودرو دچار نقص فنی شده و راننده آن به تعمیرگاهی در همان نزدیکی رفته است، اما هنگامی که کارکنان تعمیرگاه از مراجعه چنین شخصی اظهار ناآگاهی می‌کنند، فرانکلینی پی می‌برد که باید اتفاق بدی افتاده باشد. وی به محل خودرو بازمی‌گردد و به آرامی از نرده‌های پل به پایین نگاه می‌کند. جسد مردی را در ارتفاع یک و نیم متری می‌بیند که با صورت بر روی زمین افتاده است. بی درنگ کلانتری محل را خبر می‌کند. ساعت ۱۱ ماموران کلانتری بالای سر جسد می‌رسند؛ چهره‌اش در اثر ضربه به سختی زخمی شده بود، ولی با کارتی که در جیب کتش بدست می‌آید، ادواردو شناسایی می‌شود. ظاهراً، مزدوران اسراییل وی را کشته و از روی پل به پایین پرت کرده بودند. دادرس پرونده بدون کالبدشکافی جسد، یک روز پس از جنایت، مرگ وی را خودکشی اعلام کرد و او را در آرامگاه آنیلی به خاک سپردند. موضوع مرگ وی تا چند روز در را‌س اخبار قرار گرفت و هزاران پایگاه اینترنتی، روزنامه و شبکه تلویزیونی درباره درگذشت او خبرهایی را پخش کردند. این رسانه‌ها، ادواردو را فردی حساس، گوشه‌گیر، خجالتی، معتاد و بیمار توصیف کردند، اما در میان انبوه خبرهای پخش شده، خبری از انجمن اسلامی دانش آموختگان ایرانی در ایتالیا منتشر گردید که ادواردو را مسلمانی «شیعه انقلابی» معرفی می‌کرد و یادآور می‌شد که مزدوران صهیونیست وی را به شهادت رسانده‌اند. با وجود ارسال این خبر برای رسانه‌های گوناگون، هیچ‌کدام حتی اشاره‌ای هم به آن نکردند.

رد دلایل ساختگی برای مرگ ادورادو

پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادورادو است. در ادامه به ذکر این دلایل می ­پردازیم:

1) نخست اینکه ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده است که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می­ کردند، ساعت ­ها گفت و گو می­ کرد تا آن­ها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ شخصی خودش درباره یک مورد از تلاش ­های اینچنینی ادواردو می­ گوید: "در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند." به هیچ وجه منطقی به نظر نمی­رسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند."

2) در اسلام خود کشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمان­گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت­آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی­ها بود. چنین فردی چگونه می­تواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بی­دین و کسانی که به آخر خط رسیده­اند، انجام می­دهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملا معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.

3) آشپز ادواردو می‎گوید صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود. حال این سوال مطرح می­شود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای دو یا سه ساعت بعدش سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچگونه مورد مشکوکی در میان صحبت های وی به چشم نمی خورد و وی کاملا عادی صحبت می کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود.

4) حسین عبداللهی با اشاره به برنامه های بلندمدت ادواردو می گوید: "ادواردو می گفت می خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم." محمد عبداللهی نیز می گوید: "یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می خواندیم. ادواردو به من گفت می خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد.

5) مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ­ گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبد شکافی نشد و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه­ ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملا به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ گونه تحقیقی مهیا نباشد.

6) پس از مرگ ادواردو سانسور مطلقی درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه­ های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ­وجه بازتاب داده نمی­شد. در حالی که خانواده آنیلی یکی از بزرگترین خانواده­ های ایتالیا است و کوچکترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می­ شود، به نحوی که نخست وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت­ ها و زندگی وی جمع ­آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.

7) چند سال پس از قتل ادواردو، یکی از دوستان بسیار نزدیک وی به نام لوکا کائتانی لواتلی نیز با همین سناریو به قتل رسید. او دوست ادواردو بود و با وی به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود. لوکا نیز یکی از نجیب زادگان ایتالیایی بود. پدر لوکا به سلطان شراب ایتالیا معروف بود و خانوده­اش از سرشناس­ترین خانواده­های این کشور به حساب می­آمدند. با توجه به سرنوشت مشابه او با ادواردو، به نظر می­رسد تاکتیک "خودکشی سازی" یکی از تاکتیک­ های اصلی برای از بین بردن چنین جوانانی است که حاضر نیستند در جهالت باقی بمانند.

8) دکتر مارکو باوا یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه زسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس ها و کفش ادواردو، خودکشی را تایید نمی کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خوانده بود.
روگرفت از سایت عماریون



دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: سایت عماریون ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 بهمن 1391 02:08 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
آخرین اخبار ارومیه:

تعبیر خواب آنلاین

تعبیر خواب


استخاره آنلاین با قرآن کریم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

کد جست و جوی گوگل

جاوا اسكریپت

ورود
ویکیو ، سرویس جستجو در اینترنتکد صلوات شمار برای وبلاگ